تبليغاتX
تیمچه نوید الدوله

شنبه سی و یکم مرداد 1388

دروغگوها و فریبکارها...!!

 
قبل از شروع مطلب خدمت شما باید عرض کنم چند روز پیش در مراسم رونمایی کشتی اقیانوس پیما آقای احمدی نژاد در بخشی از سخنان خود گفت من از همین جا می گویم با تمام نهادهای دولتی که جهت خرید کشتی با طرفهای خارجی وارد معامله شوند شدیدا برخورد و معلق خواهند شد. فدوی کاری به نحوه سخنان جناب رییس جمهور منتصب ندارم ولی این ابهام برایم پیش آمد که نهادهای دولتی کشتی اقیانوس پیما به چه کارشان می آید!!!
 
 
یک نماینده مجلس  خبر داد: تجری و بروجردی دروغ میگویند؛ هیچ نمایندهای تاجزاده را ندیده
 
یک نماینده مجلس در گفتوگو با «موج سبز آزادی» فاش کرد که برخلاف ادعای دو نماینده اصولگرای مجلس، هیچیک از آنها تاجزاده را در زندان ملاقات نکردهاند و گفتههای آنها از قول آقای تاجزاده و یا درباره او هم تنها مطالبی است که از سوی نهادهای امنیتی و نظامی و به واسطهی شورای عالی امنیت ملی در اختیار این نمایندگان قرار گرفته است.

این نماینده مجلس هشتم که نخواست نامش فاش شود، به «موج سبز آزادی» خبر داد که برخلاف ادعای تجری و بروجردی، آنها هیچ ملاقاتی با مصطفی تاج زاده نداشته اند و آنچه در مصاحبه ها به عنوان گفته های تاجزاده نقل کرده اند، مطالبی بوده که سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در اختیار این دو نماینده قرار داده است.

گفته میشود آقای تاج زاده در محلی خارج از اوین (احتمالا بازداشتگاه 66 سپاه) نگهداری میشود و دروغ این دو نماینده نیز ابتدا از همین جا آشکار شد که آنها ادعا کردند مصطفی تاج زاده را در اوین دیده اند.

به گزارش موج سبز آزادی، این نماینده همچنین درباره علت استعفای کاظم جلالی نیز گفت: «آقای جلالی حاضر به دروغگویی نبوده و به همین خاطر با آقای جلیلی دعوایش شده است. ایشان می گفته چرا به ما هیچ اطلاعاتی نمیدهند و فقط گزارشهای آماده ای را میدهند که از رو بخوانیم. فی الواقع آنها اصلا نماینده ها را به حساب نمی آورند، نه هیچ اطلاعاتی به آنها میدهند، نه جایی راهشان میدهند.»

وی درباره علت همکاری آقای تجری با دروغ پردازان نیز گفت: «متأسفانه از ایشان پرونده (...) دارند، یعنی آتو دارند و ایشان هم مجبور شده برای حفظ خودش این حرفها را بزند.»

این نماینده همچنین تهدید کرد که در صورت تکذیب این واقعیتها از سوی آقایان تجری یا بروجردی، جزئیات جدیدی را درباره مسائل زندانها و کمیته تحقیق
مجلس فاش خواهد کرد.


افشای ابعاد جدیدی از فریبکاری صدا و سیما در ماجرای ترانه موسوی!  
 با انتشار نامه ای از حجت الاسلام سید حسین شاه مرادی که خود را «برادر همسر ترانه موسوی» معرفی کرده،ماجرای پخش فیلمی ساختگی از تلوزیون برای فریب افکار عمومی و تکذیب شکجه، تجاوز، و کشته شدن ترانه موسوی ابعاد جدیدی به خود گرفت.

حجت الاسلام شاه مرادی طی این نامه که در شماره روز چهارشنبه 28 مرداد روزنامه جام جم وابسته به صدا و سیما منتشر شد به طور رسمی تائید کرد که اظهارات اخیر مهدی کروبی درباره ترانه موسوی و ساخت فیلمی دروغین در این مورد با دخالت چند مقام ارشد نظامی و امنیتی مستند صحت داشته است.

وی اگرچه مهدی کروبی را به نقض عهد متهم کرده اما گفته است که به قصد«افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان» در ساخت فیلم پخش شده از تلوزیون رسمی جمهوری اسلامی درباره ترانه موسوی نقش داشته است.

سید حسین شاه مرادی در این نامه خطاب به مهدی کروبی نوشته« جناب آقای کروبی! در ديداري كه دريافته بوديد كه برنامه تلويزيوني خانم ترانه موسوي به طريقي با خانواده ما ارتباطي دارد ماجرا را از بنده جويا شديد و عرض كردم كه بنا به مسائل و مصالحي كه باور داريم اين قصه را براي هيچ يك از بزرگان نگفته ام و نخواهم گفت؛ چرا كه توطئه رسانه هاي بيگانه را ميدانم. فتنه انگيزي دشمنان را ديده ام و ناصبوري دوستان را چشيده ام.»

وی در ادامه خطاب به مهدی کروبی نوشته«اصرار ورزيديد. خاموش ماندم. قول داديد كه تنها براي اطلاع خود كنجكاويد حتي نه براي نقل قولهاي خاص. قول شما و ارادت اين كمترين به امام، آن مراد فرزانه اي كه لباس عالمان بر تنم پوشاند، قفل سكوتم را نزد شما و تنها شما شكست تا در سينه شما و تنها شما بماند و عرض كردم كه قصدم فقط افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان بوده و شنيديد.»

حجت الاسلام شاه مرادی سپس به انتقاد از مهدی کروبی در خصوص انتشار اظهارات خصوصی خود پرداخته و نوشته « ليكن با كمال تعجب و تحير 26 مردادماه بخشي از عرايض من با آب و تاب در صفحه نخست نسخه الكترونيكي روزنامه جنابعالي و به اسم و امضاي شما درج شد. چه دشوار بود براي من باور اين عهدشكني. » وی در عین حال کروبی را متهم کرد که «آنچه گفته ام را نگفته اید!»

وی توضیح بیشتری از جزئیات ماجرای ترانه موسوی و نحوه ساخت فیلم فریبکارانه را نداده و در عین حال نگفته که چگونه حاضر شده تا در فریب میلیون ها ایرانی نقش داشته باشد اما انتشار جزئیات ماجرای ترانه موسوی و پشت پرده آن از سوی مهدی کروبی را برای خودش موجب شگفتی دانسته و نوشته«براي من كه شما را يار و دلسوز نظام ميدانم هرچند در مواضع شما نبوده و نيستم باور ناكردني بود و شگفتي آور.»

حجت الاسلام شاهمرادی در این نامه مهدی کروبی را به عنوان«يار قديم انقلاب و مبارز نستوه دوران ستم شاهي» نامیده و تاکید کرده که «سوابق مبارزاتي و همراهي و همدلي تان با انقلاب بر همه آشكار است.»

شاه مرادی خود را«سرباز ولایت» و «دور از سیاست» معرفی کرده، و درباره انتشار پشت پرده فیلم فریبکارانه ترانه موسوی پخش شده از تلوزیون رسمی جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار داده و نوشته « آبي بود و از جوي برفت، تيري بود و از چله گذشت. ليكن اين سوال باقي است كه گفته شما، دوا بود يا درد؟ با اين كار، كمكي به انقلاب شد يا جريانهاي سياسي اين سو و آن سو، كام خود از آن گرفتند؟ حريم انسان پاس داشته شد يا اصول اخلاق مراعات گرديد؟»

وی که خود را به عنوان برادر همسر ترانه موسوی معرفی کرده، دو ماه گذشته را«دو ماهه دشوار» نامیده و نوشته «دو ماه از انتخابات دوره دهم ميگذرد و نتيجه آن معلوم شده و افراد از هر گروه و با هر پسند، حفظ نظام را كه حضرت مرادمان آن را اوجب واجبات خواند به نسيان سپرده اند و بر طبل خويش ميكوبند.»

دو روز پیش اما مهدی کروبی در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد ملی که به توقیف شبانه این روزنامه از سوی دادستانی تهران منجر شد، به تشریح جزئیات و پشت صحنه ساخت فیلم و پخش فیلم دروغین در موردماجرای ترانه موسوی از بخش خبری 20 و 30 شبه دوم صدا و سیما پرداخت.

وی با اشاره به اینکه« مدتي پيش در سايت ها ،خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است.مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند» فاش کرد که « در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند.»

کروبی تاکید کرد که « من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دروغ گويي موضع گيري كنند.
نوشته شده توسط در 11:52 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388

حکایتی از اسکندر مقدونی

 

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

نوشته شده توسط در 10:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

متشکرم

داستان کوتاه متشکرم

اثر آنتوان چخوف


همين چند روز پيش، «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم .

به او گفتم:بنشينيد«يوليا واسيلي ‌‌‌‌‌اِونا»! مي‌‌‌‌دانم كه دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نمي‌‌‌آوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سي‌‌‌روبل به شما بدهم اين طور نيست؟

-  چهل روبل .

-  نه من يادداشت كرده‌‌‌‌ام، من هميشه به پرستار بچه‌‌هايم سي روبل مي‌‌‌دهم. حالا به من توجه كنيد.

شما دو ماه براي من كار كرديد.

-  دو ماه و پنج روز

-  دقيقاً دو ماه، من يادداشت كرده‌‌‌ام. كه مي‌‌شود شصت روبل. البته بايد نُه تا يكشنبه از آن كسر كرد. همان طور كه مي‌‌‌‌‌دانيد يكشنبه‌‌‌ها مواظب «كوليا» نبوديد و براي قدم زدن بيرون مي‌‌رفتيد.

 سه تعطيلي . . . «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چين‌‌هاي لباسش بازي مي‌‌‌كرد ولي صدايش درنمي‌‌‌آمد.

-  سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را مي‌‌‌گذاريم كنار. «كوليا» چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نكرديد و فقط مواظب «وانيا» بوديد فقط «وانيا» و ديگر اين كه سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچه‌‌‌ها باشيد.

دوازده و هفت مي‌‌شود نوزده. تفريق كنيد. آن مرخصي‌‌‌ها ؛ آهان، چهل و يك‌ ‌روبل، درسته؟

چشم چپ «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اِونا» قرمز و پر از اشك شده بود. چانه‌‌‌اش مي‌‌لرزيد. شروع كرد به سرفه كردن‌‌‌‌هاي عصبي. دماغش را پاك كرد و چيزي نگفت.

-  و بعد، نزديك سال نو شما يك فنجان و نعلبكي شكستيد. دو روبل كسر كنيد .

فنجان قديمي‌‌‌تر از اين حرف‌‌‌ها بود، ارثيه بود، امّا كاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حساب‌‌‌‌ها رسيدگي كنيم.

موارد ديگر: بخاطر بي‌‌‌‌مبالاتي شما «كوليا » از يك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. 10 تا كسر كنيد. همچنين بي‌‌‌‌توجهيتان

باعث شد كه كلفت خانه با كفش‌‌‌هاي «وانيا » فرار كند شما مي‌‌بايست چشم‌‌هايتان را خوب باز مي‌‌‌‌كرديد. براي اين كار مواجب خوبي مي‌‌‌گيريد.

پس پنج تا ديگر كم مي‌‌كنيم.

در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد...

« يوليا واسيلي ‌‌‌‌‌‌اِونا» نجواكنان گفت: من نگرفتم.

-  امّا من يادداشت كرده‌‌‌ام .

-  خيلي خوب شما، شايد …

-  از چهل ويك بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي مي‌‌‌ماند.

چشم‌‌‌هايش پر از اشك شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق مي‌‌‌درخشيد. طفلك بيچاره !

-  من فقط مقدار كمي گرفتم .

در حالي كه صدايش مي‌‌‌لرزيد ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر.

-  ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به كنار، مي‌‌‌كنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا . . . يكي و يكي.

-  يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت .

-  به آهستگي گفت: متشكّرم!

-  جا خوردم، در حالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق.

-  پرسيدم: چرا گفتي متشكرم؟

-  به خاطر پول.

-  يعني تو متوجه نشدي دارم سرت كلاه مي‌‌گذارم؟ دارم پولت را مي‌‌‌خورم؟ تنها چيزي مي‌‌‌تواني بگويي اين است كه متشكّرم؟

-  در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند.

-  آن‌‌ها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه مي‌‌زدم، يك حقه‌‌‌ي كثيف حالا من به شما هشتاد روبل مي‌‌‌‌دهم. همشان اين جا توي پاكت براي شما مرتب چيده شده.

ممكن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكرديد؟ چرا صدايتان در نيامد؟

ممكن است كسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟

لبخند تلخي به من زد كه يعني بله، ممكن است.

بخاطر بازي بي‌‌رحمانه‌‌‌اي كه با او كردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را كه برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم.

براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشكرم!

پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم:

در چنين دنيايي چقدر راحت مي‌‌شود زورگو بود....
 

نوشته شده توسط در 11:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388

انتقاد" جمهوری اسلامی " از مواضع مصباح یزدی

 

اگر نظریه نقل شده از جناب آقای مصباح یزدی را بپذیریم و اطاعت از رئیس جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانیم قبل از هر چیز باید این واقعیت را خود جناب آقای مصباح یزدی بپذیرند که در دوران 8 ساله ریاست جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی که حکم ولی فقیه را دریافت کرده بود مرتکب گناهان زیادی شده اند.
روزنامه جمهوری اسلامی به نقد سخنان اخیر آیت الله مصباح یزدی پرداخت.

این روزنامه نوشت:

اگر نظریه نقل شده از جناب آقای مصباح یزدی را بپذیریم و اطاعت از رئیس جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانیم قبل از هر چیز باید این واقعیت را خود جناب آقای مصباح یزدی بپذیرند که در دوران 8 ساله ریاست جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی که حکم ولی فقیه را دریافت کرده بود مرتکب گناهان زیادی شده اند. زیرا ایشان در آن دوران از پیشتازان مخالفت آشکار با رئیس جمهور بودند و نه تنها عدم اطاعت از وی را بلکه حتی ایستادن در مقابل رئیس جمهور وقت را ترویج می کردند و لازم می دانستند و زمینه را نیز برای این امر فراهم می کردند.

جمهوری اسلامی افزود:

در چهار سال گذشته یعنی دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هم نظریه جناب آقای مصباح با همین عارضه مواجه می شود زیرا در آن چهار سال نیز موارد زیادی از اظهارنظرها تصمیم ها عزل و نصب ها و دستورالعمل های رئیس جمهور برخلاف نظر رهبری قانون و حتی خود جناب آقای مصباح بوده بطوری که در پاره ای موارد با صراحت نظر مخالف خود را اعلام کردند. بنا بر نظریه خدامقامی رئیس جمهور که اکنون با صراحت از جناب آقای مصباح یزدی نقل شده ایشان باید بپذیرند که حتی در همین چهار سال گذشته نیز در مواردی از اطاعت خدا سر باز زده اند و مرتکب حرام شده اند.

این روزنامه همچنین با اشاره به دوران اولین رئیس جمهور کشورمان نوشته است:

مهمتر از همه تصویب عدم کفایت خود رئیس جمهور در اولین دوره ریاست جمهوری است . بنی صدر که حکم ولی فقیه زمان خود یعنی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را دریافت کرده بود توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی مشمول عدم کفایت سیاسی شد و خود امام خمینی نیز این نظر مجلس را تایید کردند و بنی صدر از ریاست جمهوری اسلامی ایران خلع شد. اگر قرار بود به نظریه جناب آقای مصباح یزدی عمل شود نمایندگان مجلس حق مخالفت با بنی صدر را نداشتند و اصولا نمی توانستند وارد مبحث عدم کفایت سیاسی او شوند و او همان روند دیکتاتوری را که در پیش گرفته بود ادامه می داد و نظام جمهوری اسلامی قربانی نظریه خدامقامی رئیس جمهور می شد.
نوشته شده توسط در 12:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم مرداد 1388

لیست 100 نفره منع تصویر و فعالیت در صداوسیما!!

لیست 100 نفره منع تصویر و فعالیت در صداوسیما
 

به رغم توصیه نخبگان و افراد خاص اجتماعی در مورد کنار گذاشتن کینه ها و اتهام زنی ‏های دو ماه اخیر و پس از انتخابات ریاست جمهوری، صداوسیما در رویه ای جالب بیش ‏از 100 تن را به صورت مستقیم و غیرمستقیم شامل ممنوعیت تصویری و فعالیت در این ‏سازمان کرده است.‏

به گزارش آینده، پس از ممنوع شدن فعالیت و تصویر چهره هایی مانند سید ‏جواد هاشمی، ساعد باقری، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی ساختار این محدودیت ها ‏دو ماه پس از انتخابات چهره دیگری به خود گرفته است.‏
 
البته براین اساس، پخش مجموعه های تلویزیونی و تله فیلم و فیلم های سینمایی از افراد هنری ‏برشمرده که پیش از این تولید شده یا در حال تولید است، بلامانع است، اما فعالیت جدید آنها در قالب برنامه های سازمان صداوسیما تا اطلاع ثانوی ممنوع است و درباره دیگر چهره های فرهنگی و هنری، دعوت از آنها به برنامه ها و پخش اخبار آنها فعلا ممنوع شده است.

حالا محدودیت به نام هایی رسیده که معروف ترین آنها سیدرضا میرکریمی، مجید ‏مجیدی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، فاطمه معتمدآریا، محمد رحمانیان، سید ‏محمدرضا بهشتی، هوشنگ توکلی، لیلی رشیدی، بهاره رهنما، کیومرث پور احمد، کمال ‏تبریزی، هما روستا، مهتاب نصیرپور، مرضیه برومند، لادن مستوفی، ‏داریوش مهرجویی، عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز،‏محمد رحمانیان، مهدی کرم‌پور، محسن مخملباف، مازیار میری، محمد احصایی، احمد ‏مسجد جامعی، معصومه ابتکار، علیرضا رئیسیان، منوچهر محمدی، علی معلم، حسین ‏زمان، حبیب‌الله صادقی، فرشته طائرپور، مرتضی رزاق کریمی، سامان سالور، پگاه ‏آهنگرانی، پانته آ بهرام، منیژه حکمت، رویا نونهالی، امیر جعفری، منوچهر شاهسواری، ‏عبدالحسین مختاباد، حسام الدین سراج، مسعود کیمیایی، گوهر خيرانديش، مسعود ‏رایگان، رویا تیموریان، محمدرضا فروتن، ابوالفضل جلیلی، اسرافيل شيرچى، مهرشاد ‏کارخاني، شاهین فرهت، محمد وافری، فاطمه راکعی، داوود رشیدی، هدیه تهرانی، باران کوثری، خزر ‏معصومی، بیژن امکانیان، بزرگمهر حسین‌پور، داریوش فرهنگ، لیلا حاتمی، علی مصفا، سعید ابوطالب، جمشید ‏بایرامی، حسین خسروجردی، علیرضا قاسم خان، احمد اسفندیاری، محمدرضا عارف، ‏نجفقلی حبیبی، مجید انصاری، حسن بلخاری، مهدی منتظرقائم، محمود نجاتی حسینی، ‏محمدعلی خلیلی اردکانی، کامپوزیا پرتوی، محمدعلی نجفی، قاسم افشار، مجید کیانی، ‏علی ژکان، ابراهیم حقیقی، سیروس تسلیمی، حمید فرخ نژاد، داریوش پیرنیاکان، امیر ‏جغتایی، محبوبه بیات، محمدرضا اصلانی، همایون امامی، ابراهیم حسن بیگی، افشین ‏علاء، رضا رییسی، فیروزه زنوزی جلالی، جعفر ابراهیمی، محمود دولت آبادی، یوسفعلی ‏میرشکاک، جمال میرصادقی، علی باباشاهی، عماد افروغ، سید مهدی شجاعی، احمد پورنجاتی، محمد بهشتی، عاتقه ‏صدیقی(رجایی)، عیسی کلانتری، الهه کولایی، محمد ستاری فر، صادق زیباکلام، رخشان ‏بنی اعتماد، ناصر تقوایی، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، ناصر چشم آذر و علیرضا ‏شجاع نوری می باشد.‏

جالب این است که در اسامی اعلام شده نام مرحوم سیف الله داد نیز مشاهده می شد که ‏با فوت این کارگردان و مدیر موفق سینمای کشورمان نام وی از این لیست حذف شد.‏

بدتر از همه آن که نام برخی چهره‌های سرشناس فرهنگ و هنر دینی نظیر سیدرضا میرکریمی، مجید ‏مجیدی، حسن بلخاری، عماد افروغ و سید مهدی شجاعی هم در این لیست قرار گرفته و معلوم نیست با این حساب صداوسیما چگونه می‌خواهد رسالتهای مهم خود را انجام دهد؟!
 
سوال اینجاست، آیا سازمان صداوسیما که برای لفظ "رسانه ملی" غش و ضعف می ‏کند، چنین رفتاری را دال بر ملی بودن تلقی می کند یا عقده گشایی با سلیقه های مختلف ‏در انتخابات ریاست جمهوری؟!‏

آیا با چنین رفتاری که با فرهیختگان و هنرمندان و چهره های فرهنگی انجام می شود، ‏می توان در انتخابات های آینده کشور مشارکت این طبقه پرمخاطب جامعه را مدنظر ‏داشت؟

چرا متولیان این رسانه بزرگ کشورمان بدون اینکه روی تاثیر مستقیم یک حرکت و ‏تصمیم خود ارزیابی درستی داشته باشند، وارد ماجرا شده و کمر نظام را از هزینه های ‏خود ساخته خم می کنند؟

متاسفانه در کنار بحران ممنوعیت تصویر و فعالیت چهره های برشمرده به نظر می رسد ‏برخورد با بدنه صداوسیما هم شروع شده که اخراج زن و شوهر شاغل در رادیو گفتگو ‏و اخراج سردبیر شجاع رادیو جوان در صدر آن است و در ادامه تعدادی از عناصر فنی ‏و اداری شاغل در این سازمان به دلیل شرکت در راهپیمایی ها یا تجمع های مختلف از ‏خدمت معلق شده اند.‏

این لیست و اسامی داخل آن موجب شده که برنامه های مختلف رادیو و تلویزیونی به ‏صورت گفتاری از آوردن افراد برشمرده منع شوند و پخش شبکه های مختلف رادیو و ‏تلویزیونی به جهت عدم انتشار اسامی مورد اشاره مکتوبی را به بخش های تولیدی اعلان ‏نکنند، اما از پخش تصاویر این افراد در قالب برنامه های تلویزیونی جلوگیری می کنند.

در این میان بیشترین تاثیر را برنامه "این شب ها"، "صبح عالی بخیر" و برنامه ‏‏"خانواده" در شبکه یک، "دو قدم مانده" به صبح در شبکه چهار، "به خانه برمی گردیم" ‏در شبکه تهران و "خانه فیروزه ای" در شبکه سه دچار بحران داخلی شده و بسیاری از ‏میهمانان، کارشناسان و حتی مجریان خود را از دست داده اند. ‏

با این وضع و محدودیت های شدید اعمال شده آیا می توان این رویه و ممنوعیت فعالیت ‏افراد برشمرده را تکذیب کرد؟

البته که دیوار حاشا بلند است و به همان خاطر که مکتوبی برای ممنوعیت تصویری و ‏فعالیت افراد مختلف منتشر نمی شود، بهانه برای تکذیب میسر است. اما متولیان محترم ‏سازمان صداوسیما دقت داشته باشند که مجریان و کارشناسان یک برنامه به محض ‏اینکه قلع و قمع می شوند از سوی مردم و مخاطبان حرفه ای به خوبی قابل شناسایی ‏است و با افراد حذف شده نیز به همین دلیل قطع همکاری می شود.‏

ای کاش سینه چاکان لفظ رسانه ملی، آن قدر شجاعت و دیدگاه بلند داشتند که دعواهای ‏زن و شوهری در حاشیه سلیقه های انتخاباتی در کشور را که در هر کشوری وجود ‏دارد، به دیده یک چشم عاقل می نگریستند و از به هم زدن این کلاف سردرگم در پاشنه ‏جام جم خودداری می کردند.‏

اگرچه این حرفها به این سادگی به گوش تئورسین های متولی بر صداوسیما نمی رود، ‏اما می توان کاهش شدید آگهی های بازرگانی و واکنش های تند مردم نسبت به برنامه ‏هایی مانند بخش خبری 20:30 شبکه دو، بخش خبری 20 شبکه خبر و برنامه های بی ‏مایه سیاسی و از بین رفتن اعتبار بخش های خبری صداوسیما را از عوارض نخست این ‏اشتباه رسانه ای و تسویه حساب شخصی دانست. ‏

تاریخ انتشار: ٢٠ مرداد ١٣٨٨

نوشته شده توسط در 10:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388

کیمیای مراقبه

 

كيمياي مراقبه

 

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد

و آن آگاهي است

و تنها يك گناه،

وآن جهل است

و در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها،

تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است

نخستين گام براي رسيدن به آگاهي

توجه كافي به كردار ،  گفتار و پندار است.

زماني كه تا به اين حد از احوال جسم،

ذهن و زندگي خود با خبر شديم،

آن گاه معجزات رخ مي دهند.

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او

زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان

سراسر طنز است!

چرا كه انسان نا آگاهانه

همواره به جست و جوي چيزي است

كه پيشاپيش در وجودش نهفته است!

اما اين نكته را درست زماني مي فهمد

كه به حقيقت مي رسد!

نه پيش از آن!

مشهور است كه "بودا" درست در نخستين شب

ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح

زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در

جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان

سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد

فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه

همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان

"بودا" مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي

بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي.

بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش

شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال

زندگي خود نرفته اي؟!

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها

همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش

مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي

و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را

از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را

با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم

آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در

كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!

و بودا مي گويد: "حق با توست! اما من پس از

سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه

جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست

و نه چيزي براي جستن!"

حقيقت بي هيچ پوششي

كاملا عريان و آشكار در كنار ماست

آن قدر نزديك

كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي

باشد!

چرا كه حتي در نزديكي هم

نوعي فاصله وجود دارد!

ما براي ديدن حقيقت

تنها به قلبي حساس

و چشماني تيزبين نياز داريم.

تمامي كوشش مولانا

در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي

اعطاي چنين چشم

و چنين قلبي به ماست

او مي گويد:

معجزات همواره در كنار شما هستند

و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند

فقط كافي است نگاه شان كنيد

او گويد:

به چيزي اضافه تر از ديدن

نيازي نيست!

لازم نيست تا به جايي برويد!

براي عارف شدن

و براي دست يابي به حقيقت

نيازي نيست كاري بكنيد!

بلكه در هر نقطه از زمين،

و هر جايي كه هستيد

به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز

شاهد زندگي

و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد،

كافي است!

اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم

صدق ميكند!

تمامي راز مراقبه

در همين دو نكته خلاصه شده است

"شاهد بودن و گوش دادن"

اگر بتوانيم

چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم

عميق ترين راز مراقبه را فرا گرفته‌ايم!

 

 

نوشته شده توسط در 19:40 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیستم مرداد 1388

من "دشمن" بودم ...

من "دشمن" بودم و خود نمی دانستم!

 

در منطق الطیر عطار پرندگان در جستجوی "سیمرغ" پادشاه مرغان به سوی قله قاف پرواز می کنند. پس از تحمل مرارت های فراوان و از دست دادن یاران بسیار، از آن خیل عظیم فقط سی پرنده  به قله میرسند اما اثری از پادشاه (سیمرغ) نمی یابند. رنجور و نا امید از جستجوی بیحاصل  ندایی غیبی آنان را بشارت میدهد که"سیمرغ" همان شما (سی مرغ) هستید که این تمثیلی است از جستجوی خداوند که بزرگان عرفان گفتند خدا را در آسمان ها مجوئید، بلکه او از رگ گردن به شما نزدیکتر است که حلاج گفت اناالحق . سی سال بزرگان نظام از دشمن و خطرات هولناکش گفتند. آنقدر که ما خواستیم او را ببینیم و بشناسیم وبه مقابله برخیزیم.  روزی که با برادر و خواهرم  در جستجوی رای مان که دشمن آن را دزدیده بود به خیابان رفتیم، چون بزرگان نظام  سالم بودن انتخابات را ضمانت کرده بودند ما فهمیدیم که کار کار دشمن است. در خیابان نیروهای نظامی را با انواع لباس ها و حتی با لباس های خودمانی و با بهترین افزارهای جنگ خیابانی دیدیم و قوت قلبی گرفتیم که تنها نیستیم و این نیروها  هم در جستجوی رای ما به کمک ما آمده اند تا ما را مقابل دشمن یاری دهند.  منتظر بودیم که این نیروها به سوی دشمن که ما نمیدانستیم کجاست شلیک کنند که برادرم با نخستین تیر این ها به خون خویش غلطید، خواهرم مبهوت این صحنه فریاد زد: باید دشمن را بزنید سلاحها فقط به سوی دشمن شلیک می کنند. گلوی او را نشانه رفتند و من سر درگم به اطراف نگاه کردم و فهمیدم دشمن نزدیک است. دشمن  برادرم بود. دشمن  خواهرم بود. دشمن خود من بودم. دشمن... نزدیک بود.

نوشته شده توسط در 19:11 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388

عکس شترها!!!

 

اول به این عکس به دقت نگاه کنید، بعد توضیحش را بخوانید!


shotoooooo.jpg


یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود .. 


حالا توضیح را بخوانید:


این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است ..حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید!


نوشته شده توسط در 12:10 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم مرداد 1388

شریفی نیا چه کردی با خودت!

محمد رضا شریفی نیا چه کردی با خودت که در همه جای این تارنما منفور ترین چهره شدی؟

 

 

محمد رضا شریفی نیا

    • چه کردی؟ که صفحه رسمی خود در فیس بوک را به ناچار پاک کردی. خجالت کشیدی از کامنتها؟
    • چه کردی؟ که تمام دوستانت از تو فرند لیستت یکی یکی دارن حذف می شوند؟ منفور شدی؟
    • چه کردی؟ که در ویکی پدیا مرجع اطلاعاتی اینترنتی تو را به عنوان خائن وطن معرفی کردند؟ خائن. (البته ادیت شد)
    • شریفی نیا می دانی ۶۲ نفر (رسمی) به خاطر همان تنفیذی که شما حضور پیدا کردید بی گناه کشته شدند؟ کوری؟
    • شریفی نیا از شما بزرگتر در این سینما نبود که در مراسم تنفیذ شرکت کند؟ که شما به خود اجازه شرکت دادید؟ بی شعور.
    • شریفی نیا صدای استاد شجریان را نشنیدید که فرمودند این صدا صدای خس و خاشاک است؟ کری؟
    • شریفی نیا شاید پیش خود فکر کنید چرا من اینقدر مورد حمله قرار گرفتم مگر نجفی و الماسی نبودند؟ عرض می کنم:

     

    محمد رضا شریفی نیا در تنفیذ 

    محمد رضا شریفی نیا در تنفیذ


    شما در تمام فیلمهای که نقش آفرینی کردید شخصیتی داشتید که قالباٌ فردی بودید دورو و تابع حزب باد. اما همه به گمان اینکه شما یک هنرمند حرفه ای هستید و بسیار حرفه ای در نقشتان فرو میروید و حس می گیرید این نقشها را به این خوبی بازی میکنید.
    اما الان فکر اکثر مردم جامعه به این سو رفته است که شما نقشی بازی نمی کنید و شخصیت واقعی خود را نشان می دهید مثل نقشتان در اخراجیها و…
    خوب شاید این اتفاق باید می افتاد که مردم محمدرضا شریفی نیا را بهتر بشناسند. کسی که به واسطه حضور بانوی محترمی آزیتا حاجیان در حرفه سینما قرار گرفته، کسی که مدرک تربیت بدنی دارد و هیچ سواد آموزشی سینمایی ندارد و فقط به واسطه پارتی بازی و همین شخصیت واقعی که برای همه آشکارا شده است در این ۱۳ سال توانستی در سینما جایی داشته باشی.
    به قول یکی از هواداران شما در فیس بوک
    شما نان را به نرخ روز میل می فرمائید. اما چه گران میل می فرمائید به نرخ خون هم وطنانت. به قیمت خون اکثر کسانی که هوادار شما بودند؟

    شریفی نیا محبوبیت و انتظار مردم از شما خیلی خیلی بیشتر از نجفی و الماسی بود اما خودت با دستهای خودت آبرو و اعتبار این ۱۵ سال را به نابودی رساندی.

    شریفی نیا یادت است در پائیز سال ۱۳۸۶  در باب محمد رضا گلزار و … چه عرض کردید؟ محــو؟

    اما چرخ روزگار چه غریب است به ۲ سال نکشید کی دارد محــو می شود گلزار یا شریفی نیا؟
    متاسفم.

    نوشته شده توسط در 19:25 |  لینک ثابت   • 

    سه شنبه سیزدهم مرداد 1388

    دزدي ايمان مردم

     

    نقل است که در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد.

    در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند. طولی نکشید که محافظان کاروان از پای درآمده یا تسلیم گشته و دزدان به جمع آوری اموال و اثاث از روی شتران مشغول شدند.

    حرامیان هرچه بود گرد آوردند از مسکوکات و جواهرات و امتعه و هر چه ارزشمند بود به زور ستاندند.

    در بین اموال مسروقه یکی از حرامیان کیسه ای پر از سکه های زر یافت که بسیار مایه تعجب بود چه آنکه در داخل همان کیسه به همراه سکه های زر تکه کاغذی یافت که روی آن آیه ای از قرآن در مضمون دفع بلا نوشته شده بود.

    حرامی شادی کنان کیسه را به نزد سر دسته دزدان برد و تمسخر کنان اشارتی نیز به دعای دفع بلا نمود.

    رئیس دزدان چون واقعه بدید دستور داد صاحب کیسه را احضار کنند. طولی نکشید که تاجری فلک زده مویه کنان به پای سردسته حرامیان افتاد که آن کیسه از آن من بود و لعن و نفرین بسیار نثار عالم دینی نمود و همی گفت که من گول آن عالم را خوردم و تا آن لحظه معتقد بودم که دعای دفع بلا واقعا کارگر خواهد بود.

    رئیس حرامیان اندکی به فکر فرو رفت

    سپس دستور داد کیسه زر را به صاحبش بر گردانند.

    یکی از حرامیان برآشفت که این چه تدبیری است و مگر ما قطاع الطریق نیستیم و چه.....؟!

    رئیس دزدان پاسخ چنین داد:

    ای ابله، درست است که ما دزد مال مردم ایم اما هرگز قرار نبود که دزد ایمان مردم باشیم.

    نوشته شده توسط در 11:22 |  لینک ثابت   • 

    شنبه دهم مرداد 1388

    ابطحی دیروز و ابطحی امروز..

     

    بدون شرح

     

    یک روز اینوری

    یک روز اونوری

    به راستی چه زود آدمها خود را می فروشند...

    نوشته شده توسط در 20:53 |  لینک ثابت   • 

    پنجشنبه هشتم مرداد 1388

    بهشت وجهنم....


    روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


    مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

    هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

    تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را برای ديگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشيد، اين پيام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.


     

    پند لقمان

    روزي لقمان به پسرش گفت:

    امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.
    اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
    دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي!
    و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني!
    پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم
    چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟
    لقمان جواب داد:
    اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري
    هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
    اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي
    در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است.
    و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي گيري
    آن گاه بهترين خانه هاي جهان مال توست

    نوشته شده توسط در 12:56 |  لینک ثابت   • 

    دوشنبه پنجم مرداد 1388

    سوتي پشت سوتي

    سوتی ا.ن در نامه اش به مشایی


    ا.ن در نامه اش به مشایی می نویسد: در آستانه میلاد اسوه ایثار و شهادت
    حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش!!! این یارو فکر می کنه امام حسین با
    یاران با وفایش متولد شده! 

    "برادر گرامي جناب آقاي مهندس اسفنديار رحيم مشايي

    سلام عليكم

    انقلاب اسلامي استمرار راه رسول گرامي اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه
    طاهرين(ع) و خط سرخ ولايت است. انقلابي بودن، يعني داشتن آمادگي ايثار
    جان و مال و در اوج آن آبرو براي آرمانهاي بلند الهي و انساني، و همين
    رمز ماندگاري اين راه پرعزت و افتخار است. دوران جديد دوران شكوفايي
    عدالت و عشق و ايثار، و سربلندي هر چه بيشتر عاشقان ايثارگر است.

    در آستانه ميلاد اسوه ايثار و شهادت حضرت امام حسين(ع) و ياران باوفايش و
    ضمن تقدير فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالي را كه انساني
    مؤمن و فداكار و مورد اطمينان كامل هستيد به سمت «مشاور و رئيس دفتر
    رييس‌جمهوري» انتخاب مي‌نمايم.

    اميدوارم با همراهي همه همكاران و با توكل بر خدا و توسل به حضرت مولا
    صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش براي خدمتگزاري به ملت بزرگ و نظام
    ولايي جمهوري اسلامي موفق و سربلند باشيد.

    محمود احمدي نژاد

    نوشته شده توسط در 19:29 |  لینک ثابت   • 

    شنبه سوم مرداد 1388

    نشانه‌ای از روابط ویژه و پنهان دولت کودتا با روسیه

    یک جست‌وجوی ساده نشان می‌دهد که خبرگزاری ایرنا در یک ماه گذشته بیش از 300 خبر، یعنی هر دو ساعت یک خبر، را درباره روسیه منتشر کرده که این موضوع را، خصوصا با توجه به سفر چند روز پیش مدیرعامل این خبرگزاری دولتی به کشور روسیه، می‌توان نشانه‌ای از روابط پنهان و ویژه‌ی دولت کودتا با بیگانگان شرق دنیا دانست.



    با یک جست‌وجوی ساده در سایت خبرگزاری حکومت و مشاهده‌ی نتایج حاصل شده در مورد "روسیه" به نتایج جالبی می‌رسیم:

    از تاریخ 1388/4/1 تا تاریخ 1388/4/28 در مجموع 300 خبر مستقیم یا به واسطه به روسیه وجود دارد که به معنای 10.7 خبر در روز است و به عبارت دیگر «هر 130 دقیقه یک خبر در مورد روسیه» بر روی خروجی این خبرگزاری قرار گرفته است.


    با نگاهی گذرا به تیترهای موجود، این میزان خبر، نه به معنای خبرساز بودن روسیه در این بازه‌ی زمانی در مقایسه با سایر کشورها و یا حتی اوضاع داخلی کشور خودمان، که تنها به معنای ارادت خاص این خبرگزاری به روسیه و یا دستور مقامات بالاتر مبنی بر پررنگ کردن نام روسیه حداقل در رسانه‌های داخلی وابسته به دولت است.


    چند نمونه از این 300 خبر که مستقیما در ارتباط با ایران هستند و در یک ماه گذشته در ایرنا منتشر شده‌اند، در زیر آورده شده که با مقایسه‌ی تاریخ‌ها و تیترها، که بعضا یک خبر هستند و تنها با تغییر تیتر و نوشتن بخشی دیگر از خبر در خلاصه‌ی آن به یک خبر جدید تبدیل شده است، می‌توان بیشتر به ماهیت این خبرگزاری که نشانه‌ای دیگر از وابستگی دولت کودتایی به بیگانگان است، پی برد.


    مسابقات بين المللي حفظ قرآن مجيد در روسيه برگزار شد 1388/4/1

    نماينده روسيه: اظهارات اوباما و مرکل مداخله در امور داخلي ايران است 1388/4/1

    نماينده روسيه:سازمان هاي اطلاعاتي غرب در رويدادهاي ايران دخالت دارند 1388/4/1

    عضو دوما: مجمع پارلماني شوراي اروپا در امور داخلي ايران دخالت نکند 1388/4/1

    روسيه بر گسترش همکاري با ايران تاکيد کرد 1388/4/1

    وزارت خارجه روسيه: به انتخاب ملت ايران احترام مي گذاريم 1388/4/2

    سفير ايران خواستار افزايش همکاريها در بخش انرژي ميان تهران - مسکو شد 1388/4/2

    روسيه علاقمند به توسعه همکاري با ايران در زمينه انرژي است 1388/4/2

    لاوروف از انتخاب احمدي نژاد به مقام رياست جمهوري ايران استقبال کرد 1388/4/2

    روسيه هرگونه حمايت نمايشي از احمدي نژاد را رد کرد 1388/4/3

    کارشناس ارشد روس : هيچ کشوري حق ندارد به ايران شيوه دمکراسي بياموزد 1388/4/3

    توانمندي هاي ايران در صنعت نفت در مسکو معرفي شد 1388/4/3

    ايران پس از کشورهاي چين ،‌ روسيه و قزاقستان چهارمين شريک اقتصادي تاجيکستان است 1388/4/4

    همکاري هاي ايران و روسيه در عرصه انرژي اهميت راهبردي دارد 1388/4/4

    لاوروف: مسايل ايران بايد براساس قوانين و معيارهاي اين کشور حل شود 1388/4/4

    رييس مقام نظامي امريکا بامقام هاي روس در باره ايران گفت وگو مي کند 1388/4/5

    نخست وزير جمهوري چوواش روسيه انتخاب مجدد احمدي نژاد را تبريک گفت 1388/4/5

    رايزني فرهنگي ايران 200 جلد کتاب به کتابخانه ملي روسيه اهدا کرد 1388/4/5

    سخنگوي وزارت خارجه روسيه: هيچ مشکلي بر سر راه همکاري مسکو- تهران وجودندارد 1388/4/6

    وزير خارجه روسيه: برنامه هسته اي ايران بايد از راهکارهاي سياسي و صلح آميز حل و فصل شود 1388/4/6

    "راسيسکايا گازتا "روسيه: وزير خارجه ايتاليا قطع رابطه با ايران را غير موثر دانست 1388/4/6

    کارشناس ارشد روسي: اوباما سياست اشتباهي را در قبال ايران در پيش گرفته است 1388/4/7

    رييس انجمن دوستي ايران - روسيه : امريکا براي حل مشکلات منطقه اي خود به ايران نياز دارد 1388/4/8

    تاجر فرش روس: فرش هاي زيبا و هنري ايران به مردم روسيه معرفي شود 1388/4/8

    25 هزار زائر روس امسال به سفر حج مي روند 1388/4/8

    جايزه‌هاي مسابقه نقاشي روسيه به 10 کودک و نوجوان ايراني رسيد 1388/4/9

    روسيه و آمريکا درباره موضوع هسته اي ايران گفت وگو کردند 1388/4/9

    مفسر راديو صداي روسيه: پيروزي احمدي نژاد نشانه حمايت ملي از برنامه هسته اي ايران است 1388/4/9

    ايران و روسيه ابعاد همکاري هاي هسته اي را بررسي کردند 1388/4/9

    روسيه ديدگاه امريکا در قبال برنامه هسته اي ايران را غير واقعي دانست 1388/4/9

    لاوروف:دورنماي همکاري گروه 1+5 درباره ايران خوب است 1388/4/9

    معاون وزير نفت: دورنماي مناسبي براي همکاري هاي ايران و روسيه گشوده است 1388/4/9

    وزيران امور خارجه روسيه و انگليس درباره ايران گفت وگو کردند 1388/4/10

    رييس مرکز ملي فرش ايران وارد مسکو شد 1388/4/10

    معاون وزير بازرگاني: فرش دستباف ايران مي تواند عامل توسعه همکاري تهران- مسکو باشد 1388/4/10

    همچنین سایر خبر ها در روزهای بعد هم در همین راستا طراحی و مخابره شده اند ، و از سوی دیگر خبرهایی در مورد تقابل انگلیس و آمریکا با روسیه و برتر نشان دادن روسیه در مقایسه با آنها ، سیاست خارجی این رسانه را بیش از پیش آشکار می سازد :

    کميته سياست خارجي مجلس انگليس خواستار سختگيري بيشتر در قبال روسيه شد 1388/4/19

    يک ديپلمات انگليسي در روسيه به سبب فساد اخلاقي به لندن فراخوانده شد 1388/4/19

    کارشناس ارشد روس: اتهامات آمريکا عليه ايران بي اساس است 1388/4/25

    عضو آکادمي علوم روسيه: آمريکا راهي جز مذاکره با ايران ندارد 1388/4/24

    منبع روسي: با آمريکا بر سر ايران معامله نمي کنيم 1388/4/23

    مقام دانشگاه داغستان روسيه : اوباما سياست بوش در قبال ايران را با تاکتيک جديد اجرا مي کند 1388/4/23

    مقام وزارت امور خارجه روسيه: واشنگتن به موافقت مسکو با تحريم بيشتر تهران اميدوار نباشد 1388/4/23


    نگاهی به تاریخ اخبار و همچنین مطالب تکراری در قالب تیترهای متفاوت در سایر خبرهای باقی مانده از این 300 خبر، این فرضیه را تشدید می‌کند که تنها هدف خبرگزاری وابسته به دولت، تکرار نام روسیه و بالا بردن تعداد خبرهای مربوط به آن به هر شکل ممکن است و در نهایت این تصور زمانی به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود که در آخرین خبر در این رابطه می‌خوانیم:


    مديرعامل ايرنا وارد مسکوشد : مسکو - "محمد جعفر بهداد" مدير عامل سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي در راس هياتي به دعوت رسمي مدير عامل خبرگزاري ايتارتاس روسيه صبح امروز (يکشنبه) وارد مسکو شد. 1388/4/28


    با این حساب، آیا پس از این باز هم می‌توان ایرنا را خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران دانست، یا باید آن را خبرگزاری دولت کودتایی وابسته به روسیه نامید؟
    جاوید ایران زمین
    نوشته شده توسط در 18:56 |  لینک ثابت   •