تبليغاتX
تیمچه نوید الدوله

چهارشنبه سی و یکم تیر 1388

خنده خاتمی از گاف جالب یک مدیر کرمانی!!

کرمان ما:یکی از مسئولان دولت نهم در کرمان که در ابتدای مسئولیت خود در یک مراسم فرهنگی شرکت می کند و با بیان یک پرسش،این پرسش را تبدیل به جوک محافل فرهنگی و اجتماعی می کند!

به گزارش کرمان نما در مراسم افتتاح نمایشگاه آثار سهراب سپهری که از چند سال پیش در موزه صنعتی کرمان برپاشده است،هنگامی که مجری مراسم از خواهر سهراب سپهری دعوت می کند تا پشت تریبون قرار بگیرد این مقام مسئول رو به معاون خود می کند و می گوید:چرا مزاحم خواهرشان شده اید خودشان را چرا دعوت نکرده اید؟؟!

این در حالی است که این مدیر در زمره مسئولان فرهنگی استان قرار دارد.

 

از سوی دیگر منابع آگاه خبر دادند:پس از اینکه این موضوع دهان به دهان در محافل فرهنگی و اجتماعی نقل شده است در جلسه ای که سید محمد خاتمی در آن حضور داشته است یکی از حاضران کرمانی این موضوع را نقل می کند و باعث تعجب و البته خنده حاضران شده است.خاتمی همچنین خواستار تحقیق در صحت موضوع می شود و نقل کننده این موضوع به خاتمی اطمینان می دهد که این ماجرا صحت دارد. 



نوشته شده توسط در 13:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود!

File:Bertolt-Brecht.jpg

 

"برتولد برشت"

 

دختر كوچولوي صاحبخانه از آقاي "كي" پرسيد:

اگر كوسه ها آدم بودند با ماهيهاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟

آقاي كي گفت: البته ! اگر كوسه ها آدم بودند

توي دريا براي ماهيها جعبه هاي محكمي ميساختند

همه جور خوراكي  توي آن ميگذاشتند

مواظب بود ند كه هميشه پر آب باشد

هواي بهداشت ماهيهاي كوچولو را هم داشتند

براي آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد

گاهگاه مهماني هاي بزرگ بر پا ميكردند

چون كه

گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است

براي ماهي ها مدرسه ميساختند

وبه آنها ياد ميدادند

كه چه جوري به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلي ماهيها اخلاق بود

به آنها مي قبولاند ند

كه زيباترين و باشكوه ترين كار براي يك ماهي اين است

كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند

به ماهي كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند

و چه جوري خود را براي يك آينده زيبا مهيا كنند

آينده يي كه فقط از راه  اطاعت به دست ميآيد

اگر كوسه ها آدم بودند

در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت

از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند

ته دريا نمايشنامه يي روي صحنه ميآوردند كه در آن ماهي كوچولوهاي قهرمان

شاد وشنگول به دهان كوسه ها شير جه ميرفتند

همراه نمايش آهنگهاي محسور كننده يي هم مينواختند كه بي اختيار

ماهيهاي كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند

در آنجا بي ترديد مذهبي هم وجود داشت

كه به ماهيها مي آموخت

"زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود"

نوشته شده توسط در 12:45 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هفتم تیر 1388

شکایت موسوی و خاتمی از روزنامه ایران

شکایت موسوی و خاتمی از روزنامه ایران

مدیرمسئول روزنامه ایران گفته است که ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و همچنین محمد خاتمی از این روزنامه شکایت کرده اند.

 

کاوه اشتهاردی به خبرگزاری رسمی دولت ایران گفته است: "تا کنون 6 شکایت از طرف ستاد انتخاباتی آقای موسوی به امضای قربان بهزادیان نژاد (رئیس این ستاد) علیه روزنامه ایران به شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است ضمن آنکه آقای محمد خاتمی هم در شکایت دیگری به طرح دعوا علیه روزنامه ایران پرداخته است".

 

آقای اشتهاردی موضوع شکایت ها را اعلام نکرده اما گفته است که برای تمام مطالبی که در روزنامه منتشر شده "مستندات دقیق" در اختیار دارد و گفته است که در دادگاه "حرف های بسیاری را که بنا به ملاحظاتی" تا کنون علیه آقای موسوی منتشر نکرده، مطرح خواهد کرد.

 

آقای اشتهاردی گفته است: "هر فرد دیگری جای ایشان بود لااقل پس از اطلاع از اعترافات تکان دهنده همفکران خود، تا بیست سال سکوت کرده و دیگر از خانه بیرون نمی آمد".

 

سایت نوروز، وبسایت خبری جبهه مشارکت ایران اسلامی نوشته است که شکایت آقای خاتمی از روزنامه ایران به دلیل انتشار خبری مبنی بر ملاقات مخفیانه آقای خاتمی با یک هیأت آمریکایی در قاهره بوده است.

 

آقای خاتمی چندی پیش برای سخنرانی در کنفرانس "گفتگوی تمدن ها و تنوع فرهنگی" به تونس سفر کرده بود، اما روزنامه ایران نوشت که او در بازگشت از این سفر مخفیانه به قاهره رفته و با یک هیأت آمریکایی دیدار کرده است.

 

دفتر آقای خاتمی و سفیر ایران در تونس این ادعا را تکذیب کردند اما روزنامه ایران بر درستی خبر خود اصرار کرد.

 

اکنون محمد خاتمی از این روزنامه که به خبرگزاری رسمی دولت ایران وابستگی دارد، شکایت کرده است.

 

همزمان محمود علیزاده طباطبایی، وکیل دادگستری، گفته است که از طرف مهدی هاشمی رفسنجانی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، از خبرگزاری فارس، روزنامه ایران و سایت رجانیوز شکایت کرده است.

 

به گفته آقای علیزاده طباطبایی، موضوع این شکایت انتشار مطالبی توسط این رسانه ها بوده است که در آن مهدی هاشمی به دریافت رشوه از شرکت هلندی استات اویل متهم شده است.

 

او همچنین از روزنامه ایران و سایت رجانیوز که مهدی هاشمی را به دخالت در "آشوب"های بعد از انتخابات متهم کرده بود، شکایت کرده است.

نوشته شده توسط در 10:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388

او مرد...


وصیتنامه

آریل دورفمان؛ نویسنده معترض آرژانتینی

ترجمه ی امیلی امرایی

 

هنگامی که گفتند

من زندانی نیستم

باور نکن!

آنها روزی

می پذیرند

هنگامی که گفتند

آزاد شده ام

باور نکن

آنها یکی از همین روزها

می پذیرند این دروغی بیش نیست

***

هنگامی که گفتند

من از حزب بریده ام

باور نکن

آنها روزی وفاداری مرا می پذیرند

هنگامی که گفتند

من در فرانسه ام

باور نکن

اگر گذرنامه دروغین ام را

نشانت دادند

باور نکن

***

هنگامی که عکسی از تنم را

به تو نشان دادند

باور نکن

وقتی گفتند ماه، ماه است

باور نکن

اگر به تو گفتند ماه، ماه است

و این صدای من است

و این امضای من است پایین اعتراف نامه

***

اگر گفتند درخت، درخت است

باور نکن

باور نکن

هر آنچه به تو گفتند

به هر آنچه سوگند خوردند

هر آنچه را نشان دادند

باور نکن

و آخرین لحظه

آنگاه که

سر رسیدند

و گفتند

جسدم را بشناسی

و تو مرا دیدی

و آن صدا گفت:

او را کشتیم

حرامزاده بی مایه را

او مرد

لحظه ای که گفتند

که من

حتما

بی تردید

بی تردید مرده ام

باور نکن

باور نکن

باور نکن

نوشته شده توسط در 12:11 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم تیر 1388

اثربخشي اعتراضات مردمي بسيار بيش از آن است كه ما تصور مي‌كنيم!

 

گزارش روزنامه حيات نو
با گذشت يک ماه از انتخابات رياست جمهورى رخ مى‌دهد
بحران آگهى در صدا و سيما
 
گروه‌اقتصادي- مسعود يوسفي: رکود حاکم بر بخش‌هاى مختلف اقتصادى به «آگهى‌هاى صداوسيما» نيزرسيد. با گذشت حدود يک ماه از انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران، پس‌لرزه‌هاى اين انتخابات به آگهى‌هاى تلويزيون دولتى کشور سرايت کرده است. شايد آنهايى که بيننده سريال کره‌اى «افسانه جومونگ» بوده‌اند، اين روزها آگهى‌هاى ميان برنامه اين سريال را ديده‌اند که با افت شديدى مواجه شده است. اگرچه صداوسيماى دولتى ايران به صورت انحصارى عمل کرده و هيچ‌گاه آمار مشخصى از ميزان درآمدها و تعداد آگهى‌هاى بازرگانى خود منتشر نمى‌کند، اما حتى مخاطبان برخى برنامه‌هاى تلويزيون ايران نيز، کاهش حجم آگهى‌هاى راديو و تلويزيون را حس کرده‌اند و با مقايسه آگهى‌هاى ميان برنامه سريال‌هاى پربيننده در ماهى که گذشت با سال پيش، ‌به خوبى به آن پى مى‌برند اما مشکل صداوسيما از کجا شروع شده است؟

طبقه‌بندي نرخ‌آگهي
در صداوسيما مکان‌هاى پخش آگهى براساس برنامه‌اى که قبل و بعد از آن پخش مى‌شود با نرخ‌هاى متفاوتى عرضه مى‌شود. گاه ممکن است استقبال يا عدم استقبال عمومى از يک برنامه باعث افزايش يا کاهش تعرفه آن شود. اين نرخ‌ها به صورت فعلى ماهيانه، هفتگى و گاه روزانه متغير است.برنامه‌هاى صداوسيما به 27 طبقه تقسيم مى‌شود. به طورى که نرخ آگهى در طبقات اوليه ارزان‌تر است و هر چقدر «طبقه» برنامه بالاتر باشد، آگهى هم گران‌تر مى‌شود. صداوسيما با صاحبان کالاها پنج نوع قرارداد مى‌بندد. قرارداد عادي، ويژه، استثنايي، متمم و خاص. در قراردادهاى عادي، صاحب آگهي، مى‌تواند آگهى خود را در تمام طبقات پخش کند. صاحبان آگهى در قراردادهاى عادى فقط تا طبقه 14 امکان پخش تبليغات خود را دارند. همين شيوه در قراردادهاى استثنايى هم به کار مى‌رود اما در اين نوع قرارداد صاحب آگهي، امکان پخش تبليغات خود را فقط تا طبقه هشت دارد. در قراردادهاى متمم، صاحب آگهى بودجه جديدى را براى ادامه آگهى خود اختصاص مى‌‌دهد و در قراردادهاى خاص نيز آگهى‌هاى فرهنگي، ورزشى و اجتماعى قرار دارد که تخفيف‌هاى ويژه‌اى به آنها تعلق مى‌گيرد.

رقم هر ثانيه آگهي
براى هر ثانيه آگهى در تلويزيون و راديوى دولتى ايران، در طبقات مختلف 27 گانه بايد رقم متفاوتى را پرداخت. به گونه‌اى که طبقه اول برنامه‌ها، 20 هزار تومان، طبقه دوم 35 هزار تومان، چهارم 100 هزار تومان، هشتم 450 هزار تومان و دوازدهم، يک ميليون و 100 هزار تومان و بيستم سه ميليون و 150 هزار تومان براى هر ثانيه بايد پرداخت کرد. به طور مثال سريال افسانه جومونگ در طبقه 25 برنامه‌ها به دليل پربيننده بودن قرار مى‌گيرد که براى هر ثانيه آگهى در پيش، ‌ميان و بعد اين برنامه بايد پنج ميليون تومان پول پرداخت کرد.

از کجا شروع شد؟
با اينکه مسئولان رسانه ملى ايران از دادن هر گونه اطلاعات در مورد آگهى‌هاى تلويزيونى خوددارى کرده‌اند اما اين شرکت‌هاى تبليغاتى مرتبط با صداى و سيماى دولتى ايران هستند که به خوبى افت چشمگير آگهى‌هاى تلويزيونى را تشريح مى‌کنند.

اطلاعات دريافتى از اين شرکت‌ها حاکى‌از رکود آگهى‌هاى تلويزيونى در شش ماهه اول سال است که همواره طبيعى و قابل پيش‌بينى بوده اما با اتفاقات رخ داده پس از انتخابات رياست جمهورى در خردادماه و عملکرد صدا و سيما در انعکاس اخبار و گزارش‌هاى تجمع‌ها و اعتراض‌هاى مردم به نتايج اين انتخابات رکود آگهى شدت بيشترى يافته و تبديل به «بحران» شده است. مسئول يکى از اين شرکت‌هاى تبليغاتى که نخواست نامش فاش شود با تاييد اين خبر به حيات نو مى‌گويد: با توجه به اتفاق‌هاى اخير، قراردادهاى بلندمدت آگهى با تلويزيون به شدت کاهش يافته و حتى برخى صاحبان کالا قراردادهاى آگهى پيشين خود را «لغو» کرده يا انصراف مى‌دهند.به گفته اين منبع آگاه، در هفته گذشته صدا و سيما به شرکت‌هاى تبليغاتى نمابرى را ارسال کرده که براساس آن مکانيزم تشويقى جديدى براى افزايش آگهى‌هاى تجارى در نظر گرفته شده است. اما گويا اين مکانيزم‌ها‌هم تاکنون پاسخ نداده است.
اين منبع آگاه در يکى از شرکت‌هاى تبليغاتى طرف قرارداد با صدا و سيما، از جلسه‌اى خبر داده که در آن مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از آنها براى بازگشت آگهى‌هاى تجارى به تلويزيون درخواست راهکار کرده‌اند. موضوعى که به اعتقاد وى بسيار عجيب و بى‌سابقه است.

بانک‌ها در صدر جدول
هم‌اکنون آگهى‌هاى تلويزيونى و راديوى دولتى ايران با همان حجم پايين ادامه دارد. اما در اين ميان بانک‌هاى دولتى و برخى بانک‌هاى خصوصى هستند که بار آگهى‌ها را به دوش مى‌کشند. در اين ميان گفته مى‌شود يکى از بانک‌هاى خصوصى نيز آگهى‌هاى خود را در رسانه ملى «لغو» کرده است. اين اتفاق پس از جريانات اخير انتخابات رياست‌جمهورى رخ داده است. مسئول اداره تبليغات روابط عمومى يک بانک دولتى در مورد تحولات اخير آگهى‌هاى اين بانک در صدا و سيما به حيات نو مى‌گويد: چندى پيش مسئولان شرکت تبليغاتى طرف قرارداد بانک، با ما جلسه‌اى گذاشت و در آن از بانک، درخواست شد تا ميزان آگهى‌هاى خود را افزايش دهد. اما اين درخواست مستلزم بررسى‌هاى بيشترى است و نمى‌توان يک شبه در اين مورد تصميم گرفت. بنا بر اطلاعات دريافتي، اين بانک‌ها و بيمه‌ها هستند که يک‌سوم کل درآمد صداوسيما را از آگهى‌هاى تبليغاتى تامين مى‌کنند. يعنى چيزى در حد ود 100 تا 150 ميليارد تومان.

صدا و سيما مى‌دانست
تمامى تحرکات و اقداماتى که صدا و سيما از ماه پايانى سال گذشته انجام داده نشان مى‌دهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از رکود حاکم بر آگهى‌هاى تبليغاتى خبر داشته‌اند. اين موضوع را شرکت‌هاى تبليغاتى طرف قرارداد صدا و سيما نيز تاييد مى‌کنند. به گفته مسئول يکى از اين شرکت‌ها، صدا و سيما پيش از آغاز سال 88‌، از چگونگى تغييرات در آگهى‌هاى تبليغاتى خود اطلاع داشته و آن را پيش‌بينى کرده است. شاهد اين مدعا نيز سياست‌هاى تشويقى صدا و سيما براى آگهى‌هاى بازرگانى است. ‌ اسفند ماه سال گذشته صدا و سيما «ضوابط کاري» خود را تغيير داده به نحوى که «اضافه پخش» آگهى را براى نخستين بار براى سال 88 از 30 درصد به 60 درصد رسانده است.به گفته اين منبع آگاه، سياست‌هاى تشويقى در صدا و سيما براى جذب آگهى هميشه هست، اما چنين اقدام بى‌سابقه‌اى جالب توجه بود و نشان مى‌دهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملي، وقوع چنين رکودى را در آگهى‌هاى تلويزيونى پيش‌بينى کرده بودند.

او مى‌افزايد: افت سفارش آگهى هميشه وجود دارد اما اين بار منحنى‌ آگهى‌ها به صورت معنى‌دارى حرکت مى‌کند. اگر بخشى از دلايل اين رکود به وجود آمده به محدوديت هاى اقتصادى ايران يا وجود مشکلات مختلف نزد صاحبان صنايع بازمى‌گردد، بخش ديگرى را بايد در عوامل ديگرى جست‌وجو کرد. عواملى که بيش و کم در رفتارهاى اجتماعى مردم و عملکرد صدا و سيما در انعکاس رويدادهاى اخير ريشه دارد. اما آيا اين رکود پابرجا مى‌ماند؟ اين منبع‌ آگاه پاسخ مى‌دهد: اگر صدا و سيما پيش از آغاز سال 88 پيش‌بينى چنين بحرانى را در آگهى‌هاى تلويزيونى داشته باشد بايد پذيرفت که براى برون‌رفت از بحران‌ آگهى‌ها‌ هم استراتژى داشته باشد. 300، 400 يا حتى 500 ميليارد تومان درآمد براى سازمان عريض و طويلى که رديف بودجه جداگانه‌اى دارد و به صورت انحصارى نيز در ايران فعاليت مى‌کند رقم بالايى نيست؛ اما بالاخره اين هم درآمدى است که قطعا مسئولان رسانه ملى نمى‌توانند از آن چشم‌پوشى کنند.
نوشته شده توسط در 20:10 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم تیر 1388

اظهارات همراه با عصبانيت موسوي تبريزي

 



اظهارات همراه با عصبانيت موسوي تبريزي؛
قانون همين است مردم مي‏آيند تظاهرات مي‏كنند و حق خود را مي‏گيرند

   

چهارشنبه ۰۳ تير ۱۳۸۸
ثانيه‏نيوز- جوان، حبيب تركاشوند- در گفت وگوى صريحى با حجت الاسلام موسوى تبريزى، دبير كل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و دبيركل خانه احزاب كه از حاميان ميرحسين موسوى در انتخابات دهم بود، به بحث درباره اقدامات ميرحسين و حاميانش در برگزارى تجمعات غيرقانونى برخلاف فرمايشات روشنگرانه رهبر انقلاب در خطبه هاى نمازجمعه پرداخته ايم كه در ذيل مى آيد، قضاوت را به شما مى سپاريم:

* آقاى موسوى تبريزى آيا افراد و گروه ها مى توانند مطالبات خود را از طريق غيرقانونى پيگيرى كنند؟

من اولاً بايد بدانم منظور شما از خلاف قانون چيست، بعداً پاسخ مى گويم.

* آقاى موسوى ادعايى دارند كه آن را با برگزارى راهپيمايى و تجمع هواداران پيگيرى مى كنند كه منجر به اغتشاش مى شود آيا اين موضوع را تاييد مى كنيد؟

هيچ كس اغتشاش را تاييد نمى كند آن وقت من تاييد كنم؟ كدام اغتشاش؟ مردم مى آيند حق خود را درخواست مى كنند آيا اين اغتشاش است؟ راهپيمايى ساده اى كه حتى شعار هم نمى دهند، اغتشاش است يا آنها كه مردم را مى زنند، اغتشاش است؟

* الان به هر حال رهبرى، روز جمعه خواستار متوقف شدن تجمعات شدند؟

من كارى به آنها ندارم. از من فقط قانون را بپرسيد، رهبر هر چه گفته خودش مى داند، من قانون را مى گويم.

* پس شما بيانيه اخير آقاى موسوى را تاييد مى كنيد؟

بله تاييد مى كنم، براى اينكه مردم بايد حقشان را بگيرند. اين انقلاب هم از همين حرف ها درآمده، شاه هم به اينها مى گفت اغتشاشگر. من جريان ۲۹ بهمن تبريز را مى دانم، جريان ۱۹ دى قم را نيز من ايجاد كردم! وقتى در تبريز مردم بيرون آمدند، شاه، آموزگار و مجلس او گفتند كه اينها از آن طرف مرز آمده اند اينها اغتشاشگرند.

* شما خود يك مبارز انقلاب هستيد، رژيم طاغوت را نمى توان با نظام اسلامى مقايسه كرد؟

قطعاً مى شود، رژيم طاغوت مگر آدم نبود؟ رژيم شاه به خاطر اينكه همين حرف ها را مى زد طاغوتى بود، اگر اين حرف ها را نمى زد و حق مردم را مى داد كه طاغوت نبود. فرقى نمى كند هر كس حق مردم را بخورد، طاغوت است.

* خب چرا از راه قانونى مطالبه خود را پيگيرى نمى كنند؟

قانون همين است (!)، مردم مى آيند تظاهرات مى كنند و حق خود را مى گيرند. شوراى نگهبان بى طرف نيست، بايد يك افراد بى طرفى را بگذارند تا موضوع را بررسى كنند.

* بر فرض ادعاى شما كه مى گوييد شوراى نگهبان بى طرف نيست درست باشد. اما اين شورا اعلام كرده كه حاضر به بازشمارى آرا در حضور نمايندگان نامزدهاست؟

همين مقدارى كه من صحبت كردم اينها را در روزنامه مى نويسيد يا فقط با من بحث مى كنيد؟

* بله مى نويسم.

من مى گويم وقتى شوراى نگهبان از چند ماه پيش بى طرفى خود را نقض كرده، آيا مى تواند حكم باشد، امكان ندارد. آن وقت چه كسى حكم مى شود، نماينده نامزدها يا شوراى نگهبان. همين حرف ها را با حضور افراد بى طرف بررسى كنيد و يكى از آنها هم شوراى نگهبان باشد. وقتى شوراى نگهبان برخلاف نص صريح قانون اعلام مى كند كه بازرسى كل كشور نمى تواند در رابطه با انتخابات نظارت كند، چه انتظارى است؟

* آقاى موسوى تبريزى در كدام قانون آمده است كه بازرسى كل كشور مى تواند ناظر انتخابات باشد؟

هم در قانون اساسى و هم درقانون بازرسى كل كشور كه ما خودمان آن را تصويب كرديم. بازرسى كل كشور مى تواند در تمام امور حتى در نهادها و وزارتخانه ها بازرسى كند كه يكى از آن وزارتخانه ها، وزارت كشور است. وزارت كشور كارش اجراى انتخابات است. بازرس مى خواهد بر اجراى انتخابات نظارت كند كه چطور انجام مى شود و هميشه هم بوده است.
اما شوراى نگهبان برخلاف حق و قانون مى گويد بازرسى كل كشور نمى تواند نظارت كند و وزارت كشور هم مى گويد كه ما اطلاعات به بازرسى نمى دهيم. مگر سفارت انگليس است كه اطلاعات نمى دهند.

* سازمان بازرسى در تخلفات ادارى وزارتخانه مى تواند دخالت كند اما ما در قانون انتخابات جايگاهى براى نظارت بازرسى كل كشور نداريم؟

انتخابات و اجرا كردن، كار وزارت كشور است. بازرسى مى خواهد ببيند، تخلف دارد يا خير؟ من حاضرم با تمام اعضاى شوراى نگهبان مناظره علمى و حقوقى كنم و به آنها بگويم كه سازمان بازرسى مى تواند نظارت كند.

* حاج آقا ما قانون داريم، در قانون انتخابات چيزى به نام بازرسى كل كشور وجود ندارد.

قانون همين است (!) قانون انتخابات مى گويد، نظارت بر انتخابات بر عهده شوراى نگهبان است. آنها هم مى گويند بازرسى در همه جا مى تواند، نظارت كند.

* پس جنابعالى اقدامات و بيانيه آقاى ميرحسين را تاييد مى كنيد؟

بله تاييد مى كنم براى اينكه از حق دفاع مى كند. از حقوق مردم دفاع مى كند.. اقدامات آقاى موسوى تا حالا حقوقى و قانونى بوده وقتى مى گويد به شوراى نگهبان اطمينان ندارم خيلى از مردم اين عقيده را دارند!

* اما شوراى نگهبان براى بازشمارى آرا با حضور نمايندگان كانديداها اعلام آمادگى كرده است؟

بله گفته اند از هر ده صندوق يك صندوق را بازشمارى مى كنيم. اكنون در حوزه شهررى ۲۰۱ درصد راى دارد. محسن رضايى نيز در شبكه دو اعلام كرد در ۱۷۰ حوزه، حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ درصد راى داشته ايم.

* به هر حال ما شهرهاى مهمانپذير نيز داريم.

از اين خلاف ها ما هم شنيده ايم؛ مهمانپذير نداريم (!) چطور تا حالا در طول تاريخ انقلاب اينها مهمانپذير نبودند (!) حالا شدند؟

نوشته شده توسط در 10:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم تیر 1388

يك بسيجي ندا را به شهادت رساند

دكتر حجازي , فردي كه زمان مرگ ندا , در آنجا بود :

 يك بسيجي ندا را به شهادت رساند

در مصاحبه پزشكي كه در محل شهادت ندا حضور داشته است ( دكتر  آرش حجازي ) با بي بي سي افشا شد كه فردي بسيجي عامل قتل ندا بوده است. به گفته وي مردم بسيجي قاتل را نيز دستگير كردند.

رسانه هاي حكومتي در روزهاي اخير به بهانه آنكه اسلحه مورد استفاده سلاح سازماني بسيج نبوده و بهانه هاي ديگر سعي در منحرف كردن افكار عمومي داشتند. مقامات انتظامي نيز شهادت وي را به تروريست ها نسبت دادند.

اما دكتر حجازي كه به تازگي توانسته است از ايران خارج شود شرح كاملي از ماجرا ارايه كرده. به گفته وي مردم بسيجي قاتل را بلافاصله گرفتند فرد بسيجي كه اين كار را كرده بود فرياد مي كشيد ه : من نميخواستم بكشمش اما چون نمي دانستند با او چه كنند كارت بسيجش را نگه داشته و خودش را رها كردند. مردم از چهره وي نيز با موبايل تصوير برداري كردند. وي افزوده است كه در روزهاي بعد كه مردم در محل شهادت او گل گذاشته بودند ، مقامات در آنجا زباله تخليه كرده اند.

لازم به ذكر است كه دكتر آرش حجازي مترجم آثار پائولو كوئليو نويسنده مشهور

برزيلي است.

http://news. bbc.co.uk/ 1/hi/world/ middle_east/ 8119658.stm

نوشته شده توسط در 12:39 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم تیر 1388

اعتراض به تقلب با فریاد الله اکبر

 
یکی از تصاویری که این روزها به شکل پوستر در میان معترضان دیده شده است.
۱۳۸۸/۰۴/۰۲
روزنامه وال استريت جورنال در مطلبی به بررسی حوادث اخير ايران پرداخته و در آغاز اين تحليل می نويسد شايد اين اولين بار است که ندای «الله اکبر» برای غرب گوش‌نواز است.

به اعتقاد نویسنده این مقاله حکومت دينی ايران -خود- با تکيه بر تفسير متفاوتی از دين به چالش کشيده شده است.

نويسنده اين مطلب که به مراسم نماز جمعه در محوطه مقابل دفتر نمايندگی حکومت ايران در سازمان ملل متحد در شهر نيويورک رفته بوده، می‌نويسد «همزمان با نماز جمعه تهران که آيت الله خامنه‌ای رهبر ايران در آن با لحنی تهديد آميز مخالفان را به اطاعت فرا خواند، در نماز جمعه نيويورک محسن کديور روحانی دگرانديش از حمايت و همدلی با اعتراضات در ايران سخن می گفت. اين سخنان با ندای «الله اکبر» نمازگزاران به پايان رسيد. «الله اکبر» يکی از شعارهای عمده معترضان ايران نيز هست.»

همزمان با نماز جمعه تهران، در نماز جمعه نيويورک، محسن کديور از حمايت و همدلی با اعتراضات در ايران سخن می گفت. اين سخنان با ندای «الله اکبر» نمازگزاران به پايان رسيد. «الله اکبر» يکی از شعارهای عمده معترضان ايران نيز هست.
خبرنگار وال استريت جورنال در جستجوی زمينه‌ها و دلايل رويارويی با حکومت ايران از منظر دينی، با محسن کديور به گفت‌وگو می‌نشيند.

محسن کديور که در زمان شاه دانشجوی رشته مهندسی بود در مبارز‌ه‌ها عليه رژيم سابق ايران شرکت داشت. پس از انقلاب تحصيل علوم دينی را در حوزه و زير نظر آيت الله حسينعلی منتظری شروع کرد که خود بعدها به مهمترين روحانی منتقد حکومت بدل شد. از زمان اعلام مخالفت با سران حکومت، آقای کديور مورد غضب قرار گرفت و يک سال و نيم به زندان افتاد.

دليل اصلی اشتهار آقای کديور و شايد خشم سران حکومت کتابی است به قلم وی به نام «نظريه های حکومت در نظام فقهی شيعه» که جوهره اصلی آن انتقاد از نظريه آيت الله خمينی در مورد ولايت فقيه است. آقای کديور در گفتگو با خبرنگار وال استريت جورنال می گويد: «ولايت فقيه نه از ضرورت‌های فقهی شيعه است و نه يک الزام سياسی برای حکومتگری است». او به زبانی ساده‌تر برای اين خبرنگار توضيح می‌دهد که دو تفسير متفاوت از اسلام وجود دارد يکی تفسير تهاجمی احمدی نژاد است و ديگری تفسير ترحم آميز موسوی است.
وال استريت جورنال می نويسد در اعتراضات اخير در ايران مردم از نمادهای مذهبی برای مخالفت با يک حکومت دينی استفاده می‌کنند و اين به معنای به چالش کشيدن حکومت براساس معيارهای خود آن سيستم است.

در اين تحليل از قول برت استفان يک مفسر آمريکايی نقل می‌شود که در نظام سياسی حاکم بر ايران دو عنصر خودکامگی مطلق و نوعی جمهوری با يکديگر ادغام شده‌اند. آنچه که به شکل برگزاری انتخابات تاکنون صورت گرفته هرچند محدود، اما دريچه‌ای بوده است برای حفظ مشارکت مردم و همين دريچه راه را برای بروز دگر‌انديشی و مخالفت‌های دينی با اين نظام هموار کرده است.

به اعتقاد برت استفان نظام جمهوری اسلامی همواره حامل دو تناقض بوده است. مورد اول اينکه هر انقلاب و نظامی که به نام خدا انجام شود می‌تواند به نام خدا به چالش کشيده شود چون خدا معانی و تفاسير گوناگونی دارد. در سالهای اخير شاهديم که بر شمار روحانيون ناراضی و منتقد افزوده شده و حتی در انتخابات اخير حداقل دو مرجع تقليد اصلی از ميان چهار مرجع بزرگ در ايران از نتايج اين انتخابات حمايت نکرده‌اند.
تناقض دوم در بطن خود انقلاب نهفته است. تمام انقلاب‌های سياسی خواهان نوعی رهايی هستند ، حداقل رهايی از آنچه که عليه آن شوريده اند. اما رهايی لزوما به معنای آزادی نيست و در مورد انقلاب ايران نيز ديديم که ايران از چنگ حکومت خودکامه شاه رهايی يافت ولی به آزادی‌های سياسی و مدنی دست نيافت. پس از سی سال آنچه که در ايران می گذرد تلاش برای پيوند زدن عنصر رهايی بخش انقلاب گذشته با آرمان‌های آزاديخواهانه فرزندان اين انقلاب است.

سرنوشت جنبش فعلی در ايران به پتانسيل و اراده مردم در ادامه اعتراضات خود و از سوی ديگر به توان و عزم حکومت برای سرکوب بستگی دارد. محسن کديور اطمينان دارد که بخش بزرگی از مهمترين بازوی حکومت يعنی سپاه پاسداران جانب مردم را خواهد گرفت. اما چنين جابجايی خطرات ويژه خود را دارد و از آن طرف معمولا انقلابيون آزادی خواه تمايل به خشونت ندارند.

تحليلگر وال استريت جورنال در پايان تاکيد می کند که به رژيمی که مشروعيت خود را در ميان مردم از دست داده است نبايد اجازه داد که از خارج از کشور هيچ نوع مشروعيتی کسب کند. محسن کديور موضع گيری‌های باراک اوباما و عدم مداخله وی در سياست داخلی ايران را تاييد می‌کند ولی خواهان آن است که دولت آمريکا دور دوم رياست جمهوری وی که در مرداد ماه رسما آغاز می شود را به رسميت نشناسد.
نوشته شده توسط در 12:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم تیر 1388

سی ماده اعلامیه حقوق بشر !!


سی ماده اعلامیه حقوق بشر 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® Group

HydroForum ® Group

 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group

 

HydroForum ® Group

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


 

HydroForum ® GroupHydroForum ® Group HydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ®
 GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® GroupHydroForum ® Group


 

HydroForum ® Group


نوشته شده توسط در 18:26 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم تیر 1388

متن نامه آقای خاتمی

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راه‌های آن را گشاده‌تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش‌ها و گروه‌های سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلابند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیمایی‌ها هم نشانه رشد و بیداری و مسوولیت‌پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکارناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنها است.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض‌اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راه‌های خطرناکی است که خدا می‌داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه‌های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
فرصت‌ها به سرعت می‌گذرد و به تهدید تبدیل می‌شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می‌تواند و باید مورد تاسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیاتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیات راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم‌گیری خطیر و گره‌گشا در هنگامه‌های حساس به نفع مردم و در جهت آرمان‌های انقلاب است.
آزادی سریع دستگیرشدگان و زندانی‌هایی که موجب نگرانی عمیق خانواده‌های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راه‌های ارتباطی و اطلاع‌رسانی که متاسفانه همه را بسته‌اند می‌تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * الیه توکلت و الیه انیب

نوشته شده توسط در 11:18 |  لینک ثابت   •