چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
خنده خاتمی از گاف جالب یک مدیر کرمانی!!
کرمان ما:یکی از مسئولان دولت نهم در کرمان که در ابتدای مسئولیت خود در یک مراسم فرهنگی شرکت می کند و با بیان یک پرسش،این پرسش را تبدیل به جوک محافل فرهنگی و اجتماعی می کند!
به گزارش کرمان نما در مراسم افتتاح نمایشگاه آثار سهراب سپهری که از چند سال پیش در موزه صنعتی کرمان برپاشده است،هنگامی که مجری مراسم از خواهر سهراب سپهری دعوت می کند تا پشت تریبون قرار بگیرد این مقام مسئول رو به معاون خود می کند و می گوید:چرا مزاحم خواهرشان شده اید خودشان را چرا دعوت نکرده اید؟؟!
این در حالی است که این مدیر در زمره مسئولان فرهنگی استان قرار دارد.
از سوی دیگر منابع آگاه خبر دادند:پس از اینکه این موضوع دهان به دهان در محافل فرهنگی و اجتماعی نقل شده است در جلسه ای که سید محمد خاتمی در آن حضور داشته است یکی از حاضران کرمانی این موضوع را نقل می کند و باعث تعجب و البته خنده حاضران شده است.خاتمی همچنین خواستار تحقیق در صحت موضوع می شود و نقل کننده این موضوع به خاتمی اطمینان می دهد که این ماجرا صحت دارد.
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388
زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود!
|
"برتولد برشت"
دختر كوچولوي صاحبخانه از آقاي "كي" پرسيد: اگر كوسه ها آدم بودند با ماهيهاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟ آقاي كي گفت: البته ! اگر كوسه ها آدم بودند توي دريا براي ماهيها جعبه هاي محكمي ميساختند همه جور خوراكي توي آن ميگذاشتند مواظب بود ند كه هميشه پر آب باشد هواي بهداشت ماهيهاي كوچولو را هم داشتند براي آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد گاهگاه مهماني هاي بزرگ بر پا ميكردند چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است براي ماهي ها مدرسه ميساختند وبه آنها ياد ميدادند كه چه جوري به طرف دهان كوسه شنا كنند درس اصلي ماهيها اخلاق بود به آنها مي قبولاند ند كه زيباترين و باشكوه ترين كار براي يك ماهي اين است كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند به ماهي كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند و چه جوري خود را براي يك آينده زيبا مهيا كنند آينده يي كه فقط از راه اطاعت به دست ميآيد اگر كوسه ها آدم بودند در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند ته دريا نمايشنامه يي روي صحنه ميآوردند كه در آن ماهي كوچولوهاي قهرمان شاد وشنگول به دهان كوسه ها شير جه ميرفتند همراه نمايش آهنگهاي محسور كننده يي هم مينواختند كه بي اختيار ماهيهاي كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند در آنجا بي ترديد مذهبي هم وجود داشت كه به ماهيها مي آموخت "زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود" |
شنبه بیست و هفتم تیر 1388
شکایت موسوی و خاتمی از روزنامه ایران
مدیرمسئول روزنامه ایران گفته است که ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و همچنین محمد خاتمی از این روزنامه شکایت کرده اند.
کاوه اشتهاردی به خبرگزاری رسمی دولت ایران گفته است: "تا کنون 6 شکایت از طرف ستاد انتخاباتی آقای موسوی به امضای قربان بهزادیان نژاد (رئیس این ستاد) علیه روزنامه ایران به شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است ضمن آنکه آقای محمد خاتمی هم در شکایت دیگری به طرح دعوا علیه روزنامه ایران پرداخته است".
آقای اشتهاردی موضوع شکایت ها را اعلام نکرده اما گفته است که برای تمام مطالبی که در روزنامه منتشر شده "مستندات دقیق" در اختیار دارد و گفته است که در دادگاه "حرف های بسیاری را که بنا به ملاحظاتی" تا کنون علیه آقای موسوی منتشر نکرده، مطرح خواهد کرد.
آقای اشتهاردی گفته است: "هر فرد دیگری جای ایشان بود لااقل پس از اطلاع از اعترافات تکان دهنده همفکران خود، تا بیست سال سکوت کرده و دیگر از خانه بیرون نمی آمد".
سایت نوروز، وبسایت خبری جبهه مشارکت ایران اسلامی نوشته است که شکایت آقای خاتمی از روزنامه ایران به دلیل انتشار خبری مبنی بر ملاقات مخفیانه آقای خاتمی با یک هیأت آمریکایی در قاهره بوده است.
آقای خاتمی چندی پیش برای سخنرانی در کنفرانس "گفتگوی تمدن ها و تنوع فرهنگی" به تونس سفر کرده بود، اما روزنامه ایران نوشت که او در بازگشت از این سفر مخفیانه به قاهره رفته و با یک هیأت آمریکایی دیدار کرده است.
دفتر آقای خاتمی و سفیر ایران در تونس این ادعا را تکذیب کردند اما روزنامه ایران بر درستی خبر خود اصرار کرد.
اکنون محمد خاتمی از این روزنامه که به خبرگزاری رسمی دولت ایران وابستگی دارد، شکایت کرده است.
همزمان محمود علیزاده طباطبایی، وکیل دادگستری، گفته است که از طرف مهدی هاشمی رفسنجانی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، از خبرگزاری فارس، روزنامه ایران و سایت رجانیوز شکایت کرده است.
به گفته آقای علیزاده طباطبایی، موضوع این شکایت انتشار مطالبی توسط این رسانه ها بوده است که در آن مهدی هاشمی به دریافت رشوه از شرکت هلندی استات اویل متهم شده است.
او همچنین از روزنامه ایران و سایت رجانیوز که مهدی هاشمی را به دخالت در "آشوب"های بعد از انتخابات متهم کرده بود، شکایت کرده است.
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388
او مرد...
وصیتنامه
آریل دورفمان؛ نویسنده معترض آرژانتینی
ترجمه ی امیلی امرایی
هنگامی که گفتند
من زندانی نیستم
باور نکن!
آنها روزی
می پذیرند
هنگامی که گفتند
آزاد شده ام
باور نکن
آنها یکی از همین روزها
می پذیرند این دروغی بیش نیست
***
هنگامی که گفتند
من از حزب بریده ام
باور نکن
آنها روزی وفاداری مرا می پذیرند
هنگامی که گفتند
من در فرانسه ام
باور نکن
اگر گذرنامه دروغین ام را
نشانت دادند
باور نکن
***
هنگامی که عکسی از تنم را
به تو نشان دادند
باور نکن
وقتی گفتند ماه، ماه است
باور نکن
اگر به تو گفتند ماه، ماه است
و این صدای من است
و این امضای من است پایین اعتراف نامه
***
اگر گفتند درخت، درخت است
باور نکن
باور نکن
هر آنچه به تو گفتند
به هر آنچه سوگند خوردند
هر آنچه را نشان دادند
باور نکن
و آخرین لحظه
آنگاه که
سر رسیدند
و گفتند
جسدم را بشناسی
و تو مرا دیدی
و آن صدا گفت:
او را کشتیم
حرامزاده بی مایه را
او مرد
لحظه ای که گفتند
که من
حتما
بی تردید
بی تردید مرده ام
باور نکن
باور نکن
باور نکن
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388
اثربخشي اعتراضات مردمي بسيار بيش از آن است كه ما تصور ميكنيم!
بحران آگهى در صدا و سيما
دوشنبه هشتم تیر 1388
اظهارات همراه با عصبانيت موسوي تبريزي
شنبه ششم تیر 1388
يك بسيجي ندا را به شهادت رساند
|
دكتر حجازي , فردي كه زمان مرگ ندا , در آنجا بود : يك بسيجي ندا را به شهادت رساند
در مصاحبه پزشكي كه در محل شهادت ندا حضور داشته است ( دكتر آرش حجازي ) با بي بي سي افشا شد كه فردي بسيجي عامل قتل ندا بوده است. به گفته وي مردم بسيجي قاتل را نيز دستگير كردند.
رسانه هاي حكومتي در روزهاي اخير به بهانه آنكه اسلحه مورد استفاده سلاح سازماني بسيج نبوده و بهانه هاي ديگر سعي در منحرف كردن افكار عمومي داشتند. مقامات انتظامي نيز شهادت وي را به تروريست ها نسبت دادند. اما دكتر حجازي كه به تازگي توانسته است از ايران خارج شود شرح كاملي از ماجرا ارايه كرده. به گفته وي مردم بسيجي قاتل را بلافاصله گرفتند فرد بسيجي كه اين كار را كرده بود فرياد مي كشيد ه : من نميخواستم بكشمش اما چون نمي دانستند با او چه كنند كارت بسيجش را نگه داشته و خودش را رها كردند. مردم از چهره وي نيز با موبايل تصوير برداري كردند. وي افزوده است كه در روزهاي بعد كه مردم در محل شهادت او گل گذاشته بودند ، مقامات در آنجا زباله تخليه كرده اند. لازم به ذكر است كه دكتر آرش حجازي مترجم آثار پائولو كوئليو نويسنده مشهور برزيلي است. http://news. bbc.co.uk/ 1/hi/world/ middle_east/ 8119658.stm |
پنجشنبه چهارم تیر 1388
اعتراض به تقلب با فریاد الله اکبر
به اعتقاد نویسنده این مقاله حکومت دينی ايران -خود- با تکيه بر تفسير متفاوتی از دين به چالش کشيده شده است.
نويسنده اين مطلب که به مراسم نماز جمعه در محوطه مقابل دفتر نمايندگی حکومت ايران در سازمان ملل متحد در شهر نيويورک رفته بوده، مینويسد «همزمان با نماز جمعه تهران که آيت الله خامنهای رهبر ايران در آن با لحنی تهديد آميز مخالفان را به اطاعت فرا خواند، در نماز جمعه نيويورک محسن کديور روحانی دگرانديش از حمايت و همدلی با اعتراضات در ايران سخن می گفت. اين سخنان با ندای «الله اکبر» نمازگزاران به پايان رسيد. «الله اکبر» يکی از شعارهای عمده معترضان ايران نيز هست.»
محسن کديور که در زمان شاه دانشجوی رشته مهندسی بود در مبارزهها عليه رژيم سابق ايران شرکت داشت. پس از انقلاب تحصيل علوم دينی را در حوزه و زير نظر آيت الله حسينعلی منتظری شروع کرد که خود بعدها به مهمترين روحانی منتقد حکومت بدل شد. از زمان اعلام مخالفت با سران حکومت، آقای کديور مورد غضب قرار گرفت و يک سال و نيم به زندان افتاد.
دليل اصلی اشتهار آقای کديور و شايد خشم سران حکومت کتابی است به قلم وی به نام «نظريه های حکومت در نظام فقهی شيعه» که جوهره اصلی آن انتقاد از نظريه آيت الله خمينی در مورد ولايت فقيه است. آقای کديور در گفتگو با خبرنگار وال استريت جورنال می گويد: «ولايت فقيه نه از ضرورتهای فقهی شيعه است و نه يک الزام سياسی برای حکومتگری است». او به زبانی سادهتر برای اين خبرنگار توضيح میدهد که دو تفسير متفاوت از اسلام وجود دارد يکی تفسير تهاجمی احمدی نژاد است و ديگری تفسير ترحم آميز موسوی است.
وال استريت جورنال می نويسد در اعتراضات اخير در ايران مردم از نمادهای مذهبی برای مخالفت با يک حکومت دينی استفاده میکنند و اين به معنای به چالش کشيدن حکومت براساس معيارهای خود آن سيستم است.
در اين تحليل از قول برت استفان يک مفسر آمريکايی نقل میشود که در نظام سياسی حاکم بر ايران دو عنصر خودکامگی مطلق و نوعی جمهوری با يکديگر ادغام شدهاند. آنچه که به شکل برگزاری انتخابات تاکنون صورت گرفته هرچند محدود، اما دريچهای بوده است برای حفظ مشارکت مردم و همين دريچه راه را برای بروز دگرانديشی و مخالفتهای دينی با اين نظام هموار کرده است.
به اعتقاد برت استفان نظام جمهوری اسلامی همواره حامل دو تناقض بوده است. مورد اول اينکه هر انقلاب و نظامی که به نام خدا انجام شود میتواند به نام خدا به چالش کشيده شود چون خدا معانی و تفاسير گوناگونی دارد. در سالهای اخير شاهديم که بر شمار روحانيون ناراضی و منتقد افزوده شده و حتی در انتخابات اخير حداقل دو مرجع تقليد اصلی از ميان چهار مرجع بزرگ در ايران از نتايج اين انتخابات حمايت نکردهاند.
تناقض دوم در بطن خود انقلاب نهفته است. تمام انقلابهای سياسی خواهان نوعی رهايی هستند ، حداقل رهايی از آنچه که عليه آن شوريده اند. اما رهايی لزوما به معنای آزادی نيست و در مورد انقلاب ايران نيز ديديم که ايران از چنگ حکومت خودکامه شاه رهايی يافت ولی به آزادیهای سياسی و مدنی دست نيافت. پس از سی سال آنچه که در ايران می گذرد تلاش برای پيوند زدن عنصر رهايی بخش انقلاب گذشته با آرمانهای آزاديخواهانه فرزندان اين انقلاب است.
سرنوشت جنبش فعلی در ايران به پتانسيل و اراده مردم در ادامه اعتراضات خود و از سوی ديگر به توان و عزم حکومت برای سرکوب بستگی دارد. محسن کديور اطمينان دارد که بخش بزرگی از مهمترين بازوی حکومت يعنی سپاه پاسداران جانب مردم را خواهد گرفت. اما چنين جابجايی خطرات ويژه خود را دارد و از آن طرف معمولا انقلابيون آزادی خواه تمايل به خشونت ندارند.
تحليلگر وال استريت جورنال در پايان تاکيد می کند که به رژيمی که مشروعيت خود را در ميان مردم از دست داده است نبايد اجازه داد که از خارج از کشور هيچ نوع مشروعيتی کسب کند. محسن کديور موضع گيریهای باراک اوباما و عدم مداخله وی در سياست داخلی ايران را تاييد میکند ولی خواهان آن است که دولت آمريکا دور دوم رياست جمهوری وی که در مرداد ماه رسما آغاز می شود را به رسميت نشناسد.
سه شنبه دوم تیر 1388
سی ماده اعلامیه حقوق بشر !!


















![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوشنبه یکم تیر 1388
متن نامه آقای خاتمی
|
بسم الله الرحمن الرحیم |




