تبليغاتX
تیمچه نوید الدوله

پنجشنبه سی ام آبان 1387

پسر کشیش

 

Clergyman (Timcheh)1

 

کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى درمورد شغل آينده‌اش بکند .پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چيزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .
 
 يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد
به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : *يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب* .
 
 کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد .
 آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر می‌دارد .»
 اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد
 که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست .
 امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .
 مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد .
 
کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد .
 با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند . کارى که نهايتاً کرد اين بود که
 کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و
 در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .  کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا  بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد

نوشته شده توسط در 9:3 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387

آتش سوزی سینما جمهوری

آتش سوزی سینما جمهوری 

  یکشنبه 26 آبان 1387 [2008.11.16]
‏‏Cinema Jomhouri01(Timcheh)1
یک هفته بعد از سخنرانی تاثیرگذار لیلا حاتمی در همایش هواداران خاتمی که از رییس جمهور سابق خواست برای ‏ایران، برای نسل آینده برای فرزندانمان بیائید، و سه هفته ای بعد از آن که گفته می شود صاحبان سینما به خاطر کافه ‏سینما [کافه آنتراکت] تذکراتی از منابع نامعلوم دریافت داشته بودند سينما جمهوري كه مدت كوتاهي از بازسازي و ‏افتتاح مجدد آن مي گذشت، سوخت و در میان حسرت اهل سینما و فرهنگ از میان رفت.‏
حوالي ساعت 4 بامداد روز جمعه بود كه جريان آتش سوزي اين سينما به نيروهاي امدادي شماره 6 آتش نشاني تهران ‏گزارش شد و پس ازدقايقي ماموران آتش نشاني خود راآماده اطفاء حريق کردند.به گفته شاهدان عيني، شعله هاي آتش به ‏حدي بود كه آسمان خيابان ولي عصر راپوشانده و همه جا مملو از دود سياهي بود كه ازدرون اين مكان فرهنگي زبانه ‏مي كشيد.‏
عمليات اطفا حريق با حضور بيش از 25 تن از نيروهاي آتش نشاني و از چهارگوشه سينما شروع شد.آتش نشانان بعد ‏ازآنكه آتش سوزي را به طور كامل تحت كنترل درآوردندبا استفاده از دستگاه هاي برش فلزات كركره ها ودرب اصلي ‏سينما را جدا كردند و داخل شدند.نيروهاي امدادي اطفاء حريق توانستند با استفاده از 10 لوله آب دهي قسمت ورودي و ‏سالن سينما را كه كاملا در آتش شعله ور بود به سرعت خاموش كنند. سپس سرايدار سينما و خانواده‌اش که براي فرار ‏از آتش به پشت بام رفته بودند، توسط مامورين به پايين انتقال يافتند. همچنين 5 نفر از كارگران كارگاه‌هاي توليدي ‏پوشاك که در ساختمان ضلع شرقي سينما در طبقات فوقاني گرفتار دود شديد ناشي از اين آتش‌سوزي شده بودند، با ‏بهره‌گيري از نردبان بلند آتش‌نشاني نجات يافتند. ‏
دراين حادثه سالن نمايش وانتظار طبقه اول و قسمت هاي زيادي از بخش هاي طبقه دوم به طوركلي نابود شد.‏‎ ‎باوجود ‏حضور نيروهاي كمكي ايستگاههاي آتش نشاني، اطفاء اين حريق 4 ساعت به طول انجاميد ومردم ساكن اطراف سينما ‏جمهوري، صبح جمعه خود را با مشاهده باقيمانده سوخته اين سينما آغاز كردند.
Cinema Jomhouri02(Timcheh)2 ‏
ساختمان بتون‌آرمه سينما جمهوري (نياگاراي سابق) را مهندسي هندي در حوالي سال‌هاي 40 بنا كرد.اين محل توسط ‏‏"سلاپل آبكار" به سينما تبديل شد و بعدها مالكانش، آن را در رده سينماهاي ممتاز تهران قرار دادند.اين سينما تنها يك ‏سالن پخش فيلم داشت كه شامل سالن طبقه همكف و بالكن طبقه دوم مي‌شد كه با تفكيك اين دو طبقه، بالكن سينما به سالني ‏مستقل تبديل شد و كافه آن در راهرو سالن طبقه دوم قرار داشت.‏
این سینما را علی اکبر فردین در دهه پنجاه باکمک مهندس گلزار مدیرعامل اکباتان از مالک قبلی خرید و بعد از انقلاب ‏بعد مدت ها که رها شده بود وقتی جانشین سهام گلزار معلوم شد مالکیت در میان فردین و زنده یاد علی حاتمی تقسیم ‏گشت . با مرگ آن دو خانواده هایشان مالکند. در سال گذشته لیلا حاتمی و علی مصفا همسرش همت گذاشتند و با گرفتن ‏وام سینما نیاگارای تاریخی را دایر کردند و کافه آنتراکت را پی گذاشتند. پاتوقی برای اهل فرهنگ. اين دو ساعتی بعد ‏از شروع آتش سوزی خود را به سینما رساندند و نظاره گر ويراني محلي بودند که از سال ها پيش در خاطره سينمايي ‏مردم ايران جاي ويژه اي دارد.‏
تاسف ها
‎ ‎
‎ آخر تحول دیروز این بود که مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي گفت؛ «سوختن سينما جمهوري براي همه اهالي سينما مايه تاسف ‏است ولي آنچه مهم است، تلاشي است که بايد انجام شود تا اين سينما هرچه سريع تر به چرخه موثرش در اکران برگردد.» ‏محمود اربابي سينما جمهوري را يک سينماي فرهنگي دانست؛ «واقعيت اين است که از دست دادن سينما جمهوري از نگاه ما از ‏دست دادن سينماي فرهنگي است، چرا که يکي از سينماهايي که در طرح اکران فيلم هاي فرهنگي وارد ميدان شد و همکاري ‏کرد سينما جمهوري بود. جدا از اينکه اين سينما در سال 85 با توجه به بازسازي و نوسازي انجام شده وارد چرخه اکران فيلم ‏شده بود، ما همه تلاش داشتيم با همراهي که مديريت و مالکان سينما داشتند، چهره گذشته اين سينما را به عنوان سينمايي که ‏بالاخره نقش تاريخي و عنوان خاص و ويژه داشته، مطابق شأن و منزلت خودش قرار دهيم اکبر تشکري نيا مديرعامل شرکت توسعه فضاهاي فرهنگي شهرداري تهران درباره حادثه سينما جمهوري با بيان اينکه اگر ‏مديريت شهري تصميم بگيرد مانند سينما ‏‎«‎آزادي» آمادگي ساخت اين سينما را نيز داريم، گفت؛ «رعايت استانداردهاي جهاني در ‏ساخت سينما بسيار مهم است و اين حوادث را کاهش مي دهد و تا زماني که در ساخت سالن ها استانداردهاي لازم رعايت نشود، ‏شاهد چنين حوادثي خواهيم بود‎.» ‎ ‎ اعتماد از قول مسعود کيميايي نوشته «هر سالن سينمايي که از بين مي رود، تکه يي از فرهنگ است که از بين مي رود‎.» ‎او به ‏ايسنا گفت ؛ «من هيچ وقت نمايش «اسپارتاکوس» را در اين سينما از خاطر نمي برم و اين سينمايي است که فيلم هاي زيادي را ‏در آن ديدم و در واقع اينها معلمان ما بودند که يک يک دارند يا آتش مي گيرند يا از بين مي روند.» او با اشاره به اکران فيلم ‏هايش در اين سالن خاطرنشان کرد؛ «اين سينما در سال هاي قديم تر جزء سالن هاي پرفروش بود و فيلم هاي من هم در اين ‏سينما فروش بسيار خوبي داشت که در سال هاي اخير هم با توجه به اينکه آن منطقه تجاري شده است، اما همچنان از فيلم ها ‏استقبال مي شد.»‏
‏ کيميايي بازسازي اين سينما را وظيفه مسوولان دانست؛ «کساني که مسووليت دارند بايد سريع تر در پي احياي اين سينما ‏باشند.»عزت الله انتظامي نيز درباره سينما جمهوري اظهار اميدواري کرد به سرنوشت سينما «آزادي» که چند سال مخروبه ماند ‏تا ساخته شد، دچار نشود. او نيز به ايسنا گفت؛ «اين سينما که متعلق به زنده ياد فردين و علي حاتمي است، در سال هاي اخير ‏توسط ليلا حاتمي و علي مصفا سرو سامان داده شده بود و هنرمندان در آن رفت و آمد داشتند و کم کم در حال رو آمدن بود اما ‏باعث تاسف و تعجب است که چنين آتش سوزي در مرکز شهر اتفاق مي افتد و اين مقدار خرابي به همراه مي آورد. اما با توجه ‏به اينکه صاحب سينما مشخص و حاضر است اميدوارم سريع تر بازسازي شود.» انتظامي با تاکيد مجدد بر ساخت دوباره سينما ‏جمهوري گفت؛ «اميدوارم اين روزها که سينما ساخته مي شود، از طرف ديگر سالني خراب نشود
نوشته شده توسط در 20:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم آبان 1387

Air force one

مجموعه تصاویری از کابین و نمای بیرونی هواپیمای حامل رییس جمهور آمریکا

 

رونالد ریگان در حال سوار شدن به هواپیما.مدخل ورودی کابین
 
 
در حال فرود
 
 
نمایی از دفتر کار جورج بوش
 
 
تصویری زیبا از هواپیمای حامل جرج بوش در حال فرود
 
 
نمایی دیگر از نمونه های قدیمی تر
 
 
نمایی داخلی از مدل های قدیمی تر که هم اکنون در موزه هوایی نگاهداری میگردد.
 
 
نمای بیرونی از هواپیما در حال پرواز برفراز کوهستان
 
 
دفتر کار بوش
 
 
نمایی دیگر از دفتر کار رونالد ریگان
 
 
نمایی دیگر از اتاق کنفرانس
 
 
ریگان در کابین خلبان هواپیما
 
 
نمایی از دفتر کار ریگان
 
 
رونالد ریگان در اتاق کنفرانس
 
 
بازی گلف همراهان رییس جمهور در آسمان!
 
 
تیم خبرنگاران همراه رییس جمهور آمریکا در حال استراحت
 
 
نمایی دیگر از دفتر کار جرج بوش
 
جورج بوش در دفترکار خود در آسمان
 

 The image

هواپیمای شخصی احمدی نژاد

در حال عبادت پروردگار 

 AhmadiNejad1

در حال بررسی مشکلات ایران

Ahmadi Nejad 2(Timcheh)1

باز هم در حال عبادت

Ahmadinejad 3(Timcheh)4

در حال اقامه نماز

Ahmadi Nejad 5(Timcheh)5

گپ با خلبان

Ahmadi Nejad 6(Timcheh)6

عکس دسته جمعی

Ahmadi Nejad 7(Timcheh)7

نوشته شده توسط در 17:16 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم آبان 1387

کیمیای مراقبه

 

 مولانا

 

مولانا , كيمياي مراقبه

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد

و آن آگاهي است

و تنها يك گناه،

وآن جهل است

و در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها،

تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است

نخستين گام براي رسيدن به آگاهي

توجه كافي به كردار ،  گفتار و پندار است.

زماني كه تا به اين حد از احوال جسم،

ذهن و زندگي خود با خبر شديم،

آن گاه معجزات رخ مي دهند.

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او

زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان

سراسر طنز است!

چرا كه انسان نا آگاهانه

همواره به جست و جوي چيزي است

كه پيشاپيش در وجودش نهفته است!

اما اين نكته را درست زماني مي فهمد

كه به حقيقت مي رسد!

نه پيش از آن!

مشهور است كه "بودا" درست در نخستين شب

ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح

زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در

جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان

سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد

فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه

همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان

"بودا" مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي

بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي.

بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش

شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال

زندگي خود نرفته اي؟!

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها

همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش

مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي

و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را

از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را

با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم

آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در

كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!

و بودا مي گويد: "حق با توست! اما من پس از

سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه

جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست

و نه چيزي براي جستن!"

حقيقت بي هيچ پوششي

كاملا عريان و آشكار در كنار ماست

آن قدر نزديك

كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي

باشد!

چرا كه حتي در نزديكي هم

نوعي فاصله وجود دارد!

ما براي ديدن حقيقت

تنها به قلبي حساس

و چشماني تيزبين نياز داريم.

تمامي كوشش مولانا

در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي

اعطاي چنين چشم

و چنين قلبي به ماست

او مي گويد:

معجزات همواره در كنار شما هستند

و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند

فقط كافي است نگاه شان كنيد

او گويد:

به چيزي اضافه تر از ديدن

نيازي نيست!

لازم نيست تا به جايي برويد!

براي عارف شدن

و براي دست يابي به حقيقت

نيازي نيست كاري بكنيد!

بلكه در هر نقطه از زمين،

و هر جايي كه هستيد

به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز

شاهد زندگي

و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد،

كافي است!

اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم

صدق ميكند!

تمامي راز مراقبه

در همين دو نكته خلاصه شده است

"شاهد بودن و گوش دادن"

اگر بتوانيم

چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم

عميق ترين راز مراقبه را فرا گرفته ايم!

.

تقديم به همه عاشقان و سالكان راه حق و حقيقت

نوشته شده توسط در 11:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم آبان 1387

نيكي ما

نيكي ما به ديگران ازائي ندارد
 
در زمانهای قدیم پسرك فقيري در شهري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد. از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد. تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد. دختر جوان و زيبائي در را باز كرد. پسرك با ديدن چهره زيباي دختر خجالت  زده و دستپاچه شد و بجاي غذا، فقط يك ليوان آب درخواست كرد!

دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


  1. پسر با دقت و آهستگي شير را سر كشيد و پس از تشكر گفت : "چقدر بايد به شما بپردازم؟ " دختر پاسخ داد: "چيزي نبايد بپردازي، مادرم به ما آموخته كه نيكي ما به ديگران ازائي ندارد"پسرك گفت: "پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم"
     

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


  1. سالهاي سال از اين ماجرا گذشت تا اينكه آن دختر جوان كه حالا براي خودش خانمي شده بود به شدت بيمار شد. پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر ديگري فرستادند تا در بيمارستاني مجهز، متخصصين بهتري نسبت به درمان او اقدام كنند.
     

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


دكتر هوارد كلي، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن بيمارش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


از آن روز به بعد آن زن بيمار را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري، پيروزي از آن دكتر كلي و تيم بزشكي بيمارستانش گرديد.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


آخرين روز بستري شدن زن جوان در بيمارستان بود. به درخواست دكتر صورتحساب پرداخت هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. آن پزشك گوشه صورتحساب چند كلمه اي نوشت و آنرا درون پاكتي گذاشت و براي آن زن جوان ارسال نمود.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


زن جوان از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود. آهسته آنرا زير لب خواند : "بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است" امضاء. دكتر هوارد كلي !
نوشته شده توسط در 19:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم آبان 1387

سومین نامه انتقادی اساتید اقتصاد به رئیس‌جمهور چه می‌گوید؟

سومین نامه انتقادی اساتید اقتصاد به رئیس‌جمهور چه می‌گوید؟













۶۰ اقتصاددان و استاد اقتصاد ایرانی در نامه‌‏ای سرگشاده به دکتر محمود احمدی‌نژاد که ظهر امروز ‌شنبه منتشر شد، عملکرد اقتصادی دولت نهم طی سه سال گذشته را به صورت موشکافانه، آماری و غیر شعاری مورد بررسی قرار داده و نسبت به تبعات این سیاست‌ها شدیداً هشدار دادند.









۶۰ اقتصاددان و استاد اقتصاد ایرانی در نامه‌‏ای سرگشاده به دکتر محمود احمدی‌نژاد که ظهر ‌شنبه منتشر شد، عملکرد اقتصادی دولت نهم طی سه سال گذشته را به صورت موشکافانه، آماری و غیر شعاری مورد بررسی قرار داده و نسبت به تبعات این سیاست‌ها شدیداً هشدار دادند.
نامه جدید ۶۰ استاد اقتصاد کشور که خطاب به رئیس‌جمهور، مردم و مجلس شورای اسلامی نوشته شده در حالی است که اقتصاددانان قبلاً در خرداد ۸۵ و خرداد ۸۶ نیز طی دو نامه سرگشاده دیگر از سیاست‌های اقتصادی دولت نهم به شدت ابراز نگرانی کرده بودند.
اقتصاددانان کشور در نامه جدید خود که توسط برخی اساتید دانشگاه‌های تهران، علامه طباطبائی، فردوسی مشهد، شهید چمران اهواز، اصفهان، الزهراء، رازی كرمانشاه، تربیت مدرس، بوعلی همدان، مازندران و پیام نور امضا شده؛ نوشته‌اند: «نگرش دولت نهم به مسائل بین‌المللی و داخلی غیرعلمی و غیرکارشناسانه است. همین چارچوب فکری، کیفیت تعامل دولت با دنیای خارج، برخورد آن با نهادهای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اقتصادی و اجتماعی و ماهیت سیاست‌ها و برنامه‌های دولت نهم و چگونگی اجرای آن را مشخص می‌سازد و بسیاری از نارسایی‌ها و ناكامی‌های این دولت را توضیح می‌دهد. این چارچوب فکری دارای ویژگی‌هایی هم‌چون آرمان‌گرایی افراطی، شتابزدگی در اقدام، تقدم عمل بر علم، تقابل تعهد و تخصص و عدم امکان سنجی و تحلیل هزینه و فایده سیاست‌ها و طرح‌های اقتصادی است. تبعات این رویکرد عبارت از كاهش عقلانیت اقتصادی، تكیه بر ذهنیت به‌جای واقعیت، خود نظام پنداری، توهم توطئه، حلقه‌های تكراری حذف، و وابستگی بیشتر به منابع نفتی است».
این نامه با اشاره به رشد اقتصادی بسیار پایین‌تر ایران نسبت به کشورهایی چون تركیه، عربستان، و امارات طی سال‌های ۸۴ تا ۸۶ آورده است: «سیاست تجاری نادرست و تعامل ناپایدار و تنش‌زای دولت نهم با جهان خارج علاوه بر محرومیت از ره‌آوردهای بالقوه تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی، هزینه‌های سنگینی را به اقتصاد كشور تحمیل كرده ‌است. به‌طوری كه امروزه به دلیل تحریم‌های سازمان ملل، بخش بزرگی از واردات و صادرات كشور از طریق واسطه‌ها انجام می‌شود كه علاوه بر تحمیل ریسك بیشتر، موجب افزایش چندین میلیارد دلاری قیمت تمام شده صادرات و واردات كشور گردیده ‌است. در زمینه تجارت خارجی، دولت برای مهار فشارهای تورمی، آزاد سازی واردات را در پیش‌گرفته و بانك مركزی عملا نرخ اسمی ارز را به‌عنوان لنگر اسمی برای مهار تورم به كار برده‌ است. در این وضعیت توان رقابت اقتصاد كاهش و نرخ حقیقی ارز كه بیانگر توان رقابتی است از هر دلار ۷۱۱۲ ریال در سال ۱۳۸۱ به هر دلار ۵۲۲۸ ریال در سال ۱۳۸۶تنزل یافته ‌است. در نتیجه این رویكرد واردات كشور به شدت افزایش یافته ‌است. كاهش درآمدهای نفتی و تقلیل ناگزیر این سطح از واردات برای اقتصاد كشور بسیار پرهزینه خواهد بود».
۶۰ اقتصاددان منتقد در بخش دیگری از نامه خود با اشاره به این که «متوسط نرخ تورم در سال ۱۳۸۴ فقط ۱۰.۴ درصد بوده» تاکید کرده‌اند: «عدم شناخت از نظام پولی و بانكی در نزد دولتمردان، نابسامانی‌های فراوانی به بار آورده ‌است كه حاصل آن تخصیص غیربهینه منابع بانكی، افزایش ۴۰-۳۰ درصد نقدینگی و در نهایت رسیدن به سطح تورم نقطه‌ای ۲۹.۴ درصد در شهریورماه ۱۳۸۷ است.
 









ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 19:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم آبان 1387

پاسخ استاد علی اکبر دهخدا

منبع: دفتر شورای نويسندگان و هنرمندان ايران

( آرشیو: دنیای ما)

پاسخ استاد علی اکبر دهخدا به دعوت رييس اداره اطلاعات سفارت آمريکا برای مصاحبه با راديو صدای آمريکا

 

19 دیماه 1332

خيابان ايرانشهر، فيشرآباد، تهران

آقای محترم- صدای آمريکا در نظر دارد برنامه ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک پخش نمايد. اين اداره جنابعالی را نيز برای معرفی به شنوندگان ايرانی برگزيده است. در صورتی که موافقت فرماييد، ممکن است کتباً يا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع فرماييد تا برای مصاحبه با شما ترتيب لازم اتخاذگردد

ضمناً درنظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه ای نيز ازجديدترين آثار منظوم يا منثور شما پخش گردد .

بديهی است صدای آمريکا ترجيح می دهد که قطعه انتخابی سرکار، جديد و قبلاً در مطبوعات ايران درج نگرديده باشد. چنانچه خودتان نيز برای تهيه اين برنامه جالب، نظری داشته باشيد، از پيشنهاد سرکار حُسن استقبال به عمل خواهد آمد.

با تقديم احترامات فائقه

سی. ادوارد. ولز

رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا

******

 

جناب آقای سی. ادوارد. ولز،

رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا

نامه مورخه 19 ديماه 1332 جنابعالی رسيد و از اينکه اين ناچيز را لايق شمرده ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم .

شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعض از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسی اين کار می شد، تا حدٌی مفيد بود؛ برای اينکه ممالک متحده آمريکا، عدٌه ای از مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد

و چون اجازه داده ايد که نظريات خود را دراين باره بگويم واگرخوب بود، حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می دهم: بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می داند، معرفی کند و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا، در و صندوقهای آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوقها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هيچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد .

 

يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت می دارد، و هميشه اين نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد .

و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند، معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمٌل می شود

اينهاست که از اين گوشه آسيا شما می تواند به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی ها ايران را معرٌفی کرده اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند، و از طرف ديگر به فارسی، به عقيده من خوب است که در صدای آمريکا، طرز آزادی ممالک متحده آمريکا را در جنگ های استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ايران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند .

در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می دارد

نوشته شده توسط در 20:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم آبان 1387

دکتر مصدق و دکتر احمدی نژاد

 

دکتر مصدق

 

 

متن سخنان دکتر مصدق در شورای امنيت به تاریخ دوشنبه ۱۵ اکتبر ۱۹۵۱

هم میهنان من فاقد وسایل اولیه و ضروری زندگی اند و سطح زندگی آنها احتمالاً از جمله ی پایین ترین سطوح زندگی در دنیاست. بزرگ ترین منبع طبیعی ما نفت است. این نفت باید منبع کار و غذای مردم ایران باشد. بهره برداری از آن باید به نحو مناسبی در اختیار صنعت ملی ما قرار گیرد و درآمد حاصل از آن باید به نحو مناسبی در اختیار صنعت ملی ما قرار گیرد و درآمد حاصل از آن باید صرف بهبود شرایط زندگی مردم ما شود. با این حال، صنعت نفت که اکنون تشکیلاتی پیدا کرده، عملاً هیچ کمکی به رفاه مردم یا پیشرفت فنی و یا توسعه ی صنعتی کشور من نکرده است، دلیل آن هم این است که پس از ۵۰ سال بهره برداری از آن توسط یک شرکت خارجی، ما هنوز به اندازه ی کافی تکنسین ایرانی در اختیار نداریم و مجبوریم از کارشناسان خارجی دعوت به کار کنیم. اگر چه ایران در تأمین نفت جهان نقش چشمگیری ایفا می کند و طی نزدیک به پنجاه سال جمعاً ۳۱۵ میلیون تن نفت تولید کرده، کل منافع آن بنا به محاسبات شرکت سابق نفت، فقط یک درصد میلیون پوند استرلینگ بوده است. برای این که تصوری از رقم منافع ایران از این صنعت عظیم به دست دهم، باید بگویم که در سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷)، طبق محاسبات شرکت سابق نفت انگلیس و ایران، درآمد خالص آن از ۶۱ میلیون پوند تجاوز کرد. اما از این مبلغ ایران فقط ۹ میلیون پوند دریافت کرد و این در حالی بود که ۲۱ میلیون پوند از این سود فقط به حساب خزانه داری بریتانیا بابت مالیات درآمد واریز شد.در این جا باید اضافه کنم که جمعیت ساکن در منطقه ی جنوب ایران و اطراف آیادان، که بزرگ ترین پالایشگاه نفت جهان در آن قرار دارد، در شرایط فقر مطلق به سر می برند و از ابتدائی ترین ضروریات زندگی، محروم اند. اگر بهره برداری از صنعت نفت ما در آینده نیز همچون گذشته ادامه پیدا کند، اگر ما قرار باشد در همان شرایطی بمانیم که ایرانی صرفاً به کاردستی در حوزه های نفتی مسجد سلیمان، آغاجاری و کرمانشاه و در پالایشگاه آبادان ادامه دهد، و اگر استثمار گران خارجی همچنان و عملاً تمام درآمد ما را به خود اختصاص دهند، مردم ما برای همیشه در شرایط فقر و بینوایی باقی خواهند ماند. این ها دلایلی است که پارلمان ایران – مجلس شورا و سنا – را بر آن داشت که به اتفاق آرا رأی به ملی کردن صنعت نفت بدهد.بقیه مطالب توسط اللهیار صالح سفیر ایران در سازمان ملل بدلیل کسالت مصدق قرائت شد. 

 

ahmadinejad

 

 

متن سخنرانی احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل 

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد (ص) و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
آقاي رئيس؛عاليجنابان؛
خداي بزرگ را براي اعطاي فرصت حضور مجدد در اين مجمع جهاني سپاسگزارم.
در سه سال گذشته از اميد هاي فراوان به آينده روشن جامعه بشري و برخي راه حل ها براي دستيابي به صلح پايدار و گسترش عشق و محبت و در مقابل، همكاري و فشار برخي قدرتها براي تضييع حقوق ملتها، ظلمي كه بر اكثريت جامعه جهاني از جمله بر ملت هاي عراق، فلسطين، افغانستان، لبنان، ملتهاي آفريقايي، امريكاي جنوبي و آسيايي مي رود، چالش هاي فرا رو مانند تلاش براي فروپاشي خانواده، تخريب فرهنگها و تحقير ارزش هاي متعالي، ناديده گرفتن تعهدات، گسترش سايه تهديد و مسابقه تسليحاتي و نا عادلانه بودن و ناتواني نظامات حاكم بر جهان از اصلاح وضع با شما همكاران سخن گفتم. با روي دادن حوادث متعدد و جديد، ناتواني ساز و كارهاي موجود آشكارتر شده است. اما در همين حال، يك جريان اميد بخش كه در متن انديشه و باور ملتها شكل گرفته بارورتر و قويتر شده است و در برابر ياس آفريني حوادث، نوراميد را براي تجربه فردايي زيبا، درخشان و مطلوب در دلها روشن مي سازد.
خانم ها؛آقايان؛همكاران عزيز؛
امروز مي خواهم درباره علل اصلي شرايط حاكم بر جهان و راه حل ها با شما سخن بگويم. البته شما اين مطالب را مي دانيد ولي يادآوري آن ضروري است.
به نظر مي رسد ريشه مشكلات را بايد در نوع نگاه و دريافت از انسان و جهان و موضوع مهم آزادي و عبوديت و عدالت جستجو كرد. جهان، انسان، عبوديت و آزادي و عدالت مهمترين موضوعات بشر در طول تاريخ بوده است.
1- جهان:
خداي متعال جهان را هدفمند خلق كرده است. اين جهان بستر تكون و رشد مخلوقي به نام انسان است و قوانين حاكم بر جهان و همه موجودات در خدمت تعالي او هستند. جهان بايد فرصت هاي لازم براي تحقق هدف خلقت انسان را فراهم سازد. هيچ امر و پديده و موجودي بيهوده و عبث نيست. همه با هم در يك نظم پيچيده و هدفدار زمينه شكوفايي انسان را فراهم مي كنند و هر يك نشاني از نشانه هاي خداوند بزرگ هستند. همه مخلوقند و او، خالق و حاكم اصلي بر جهان است. همهء وجود از جمله، قدرت ها، علم ها و ثروت ها از اوست.
2- انسان:
خداوند جهان را براي انسان و انسان را براي خودش خلق كرد. او را از گل و در خاك آفريد ولي مانده در خاك و تمايلات حيواني نپسنديد. چراغ هدايت را در وجود او روشن كرد و از او خواست كه با ياري عقل و پيامبران و انسانهاي كامل از خاك حركت كند و تا افلاك و نزد خودش بالا رود.
همه جهان از بين مي رود ولي خدا، انسان را براي ابديت خلق كرده و او را ظرف تجلي خودش قرار داده است. تجلي خلاقيت، رحمانيت، رأفت، علم، حكمت، غيرت، عيب پوشي، زيبانمايي و جمال، عدالت، رزاقيت، كرامت، عشق، جلال، عزت، گذشت و بخشش، بصيرت، حاكميت و همه زيبايي ها و خوبي ها كه صفات خدا هستند.
خداوند انسان را براي تجاوز، خونريزي، كينه ورزي، خودخواهي و تخريب نيافريده است. او انسان را جانشين خود در زمين قرار داده و از انسان خواسته است كه از يك سو با تلاش و بروز استعدادهاي الهي اش زمين را آباد و بستر رشد صفات الهي در همه انسانها را مهيا كند و زندگي سرشار از زيبايي، دوستي، آزادي، عدالت و خوبي ها را براي همگان فراهم آورد و از سوي ديگر و در ادامه اين راه، زندگي سعادتمند ابدي در جوار رحمت خدا را براي خود رقم بزند.
او را موظف كرده است كه خدايي و اجتماعي زندگي كند چرا كه بروز صفات الهي در انسان فقط در زندگي اجتماعي و در تعامل با ديگران امكان پذير است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 12:49 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم آبان 1387

کوچ احمدی نژاد به گرمسار به همراه پدر!

 

 

عكسي از 6 سالگي محمود احمدي نژاد به همراه پدرش

 

{ اين تصوير مربوط است به زمان كوچ احمدي نژاد (سابورجيان) بزرگ به گرمسار }

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

 

Ahmadinejad & Dad

نوشته شده توسط در 17:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم آبان 1387

داسنان‌هاي 55 كلمه‌اي

داسنان‌هاي 55 كلمه‌اي

این داستانها به خاطر حجم کمشون نیازمند بهترین انتخاب در کلمات برای روح دادن به داستان هستند. در این شیوه داستان نویسی کلمات طوری انتخاب میشن که بتونن علاوه بر تأثیر پذیری، لب کلام را به خواننده منتقل کنند .توی تمامی این داستانها به خاطر حجم کم داستان پایانی ناگهانی و غیر منتظره دارن و یا اینکه نکته ای فوق العاده در داخلشون نهفته هستش..

چند نمونه از اين داشتان‌ها روبا هم مي‌خونيم...راستی ترجمه داستان لزوما 55 کلمه نیست اما متن اصلی اون 55 تاست.

 بدبختی

از دردی که تمام تنم را گرفته بود، بیدار شدم و پرستاری را دیدم که کنار تخت من ایستاده.

گفت : " آقای فوجیما بخت یارتان بوده که از بمباران دو روز پیش هیروشیما جان سالم به در برده اید. حالا این جا در امان هستید، توی این بیمارستان."

با صدای ضعیفی پرسیدم : " من الان کجا هستم؟ "

گفت : "ناکازاکی"                                                                       آلن ای مایر

 

کوتاه ترین داستان ترسناک جهان

آخرین انسان زمین تنها در اتاقی نشسته بود. ناگهان در زدند!

 

كوتاه‌ترين  داستان   جهان:

کفش نوزاد،

فروشی،

هرگز پوشیده نشده!

 "ارنست همینگوی"

راستي فكر مي‌كنيد بتونيد تو 55 كلمه منظور خودتون را برسونيد؟ احتمالا به تمرينش بيرزد

نوشته شده توسط در 20:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم آبان 1387

وصیت نامه ابوالقاسم حالت

وصیت نامه ابوالقاسم حالت
 طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و
گل آقا با  تخلص
  'خروس لاري'

بعد مرگم نه به خود زحمت بسياردهيد
 نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد
 
نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
 نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد
 
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
 
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد
 
اين دو چشمان قوی را به فلان چشم چران
 که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد

 وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
 به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید

 کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
 
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
 به فلان سنگتراش ته بازار دهيد

 کليه ام را به فلان رند عرق خوارکه شد
 ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد
 
ريه ام را به جواني که ز دود و دم  بنز
درجواني ريه او شده بيمار دهيد
 
جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
 کمرم را به فلان مردک زن باز دهید
 
چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
 
گر سر سفره خورد فاطمه بي دندان غم
 
به که، دندان مرا نيز به آن يار دهيد
 
تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
 لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهی

نوشته شده توسط در 19:25 |  لینک ثابت   •